{"id":2209,"ganjoorPageType":3,"title":"غزل شمارهٔ ۸۰","fullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","urlSlug":"sh80","fullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","htmlText":"<div class=\"b\" id=\"bn1\"><div class=\"m1\"><p>عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn2\"><div class=\"m1\"><p>من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn3\"><div class=\"m1\"><p>همه‌کس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>همه‌جا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn4\"><div class=\"m1\"><p>سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکده‌ها</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn5\"><div class=\"m1\"><p>ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn6\"><div class=\"m1\"><p>نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn7\"><div class=\"m1\"><p>حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>یک‌سر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت</p></div></div>","noIndex":false,"redirectFromFullUrl":null,"poetOrCat":null,"poem":{"id":2209,"title":"غزل شمارهٔ ۸۰","fullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","urlSlug":"sh80","fullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","plainText":"عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت\r\nکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت\r\nمن اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش\r\nهر کسی آن درود عاقبت کار که کشت\r\nهمه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست\r\nهمه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت\r\nسر تسلیم من و خشت در میکده ها\r\nمدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت\r\nناامیدم مکن از سابقه لطف ازل\r\nتو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت\r\nنه من از پرده تقوا به درافتادم و بس\r\nپدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت\r\nحافظا روز اجل گر به کف آری جامی\r\nیک سر از کوی خرابات برندت به بهشت","htmlText":"<div class=\"b\" id=\"bn1\"><div class=\"m1\"><p>عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn2\"><div class=\"m1\"><p>من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn3\"><div class=\"m1\"><p>همه‌کس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>همه‌جا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn4\"><div class=\"m1\"><p>سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکده‌ها</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn5\"><div class=\"m1\"><p>ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn6\"><div class=\"m1\"><p>نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn7\"><div class=\"m1\"><p>حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>یک‌سر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت</p></div></div>","sourceName":"ویکی‌درج","sourceUrlSlug":"wikidorj","oldTag":null,"oldTagPageUrl":null,"mixedModeOrder":0,"published":false,"language":null,"poemSummary":"\u00A0این شعر از حافظ، انتقاد از زاهدانی است که به قضاوت و عیب‌جویی دیگران می‌پردازند. او می‌گوید که هر کس باید به خود و اعمال خود توجه و از قضاوت درباره‌ی دیگران پرهیز کند. از نظر حافظ، عشق و دوستی در میان همه‌ی افراد وجود دارد، چه هشیاران و چه مستان. او همچنین به مفهوم لذت از زندگی و اهمیت عشق در زندگی اشاره می‌کند. حافظ بیان می‌کند که نباید از محبت و لطف ازلی ناامید بود، زیرا کسی نمی‌تواند به‌درستی خوب و بد را تعیین کند. در نهایت، حافظ می‌گوید که اگر در لحظه‌ی مرگش هم فرصتی باشد، باید از لذت‌های دنیا بهره‌مند شود تا به بهشت برود.","category":{"poet":{"id":2,"name":"حافظ شیرازی","description":"خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم آوازه‌ی بی‌‌مانند او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در زمینه نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های زندگانی او دیدگاه‌ها همگون و یکسان نیست. اما بنا بر گفته مشهور وی پیرامون سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فرا گرفت و در علوم ادبی زمانه‌اش پایه‌ای والا یافت؛ بویژه در علوم فقهی و الهی ژرف‌اندیش بود و قرآن را با چهارده روایت گوناگون از بر داشت. گوته -دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور بنام آلمانی- دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از اندیشه وی به سرایش درآورد. دیوان اشعار او دربرگیرنده‌ی غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحب‌نظران و شیفتگان شعر و ادب پارسی است.","fullUrl":"/hafez","rootCatId":9,"nickname":"حافظ","published":true,"imageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/hafez.gif","birthYearInLHijri":726,"validBirthDate":true,"deathYearInLHijri":792,"validDeathDate":true,"pinOrder":1,"birthPlace":"شیراز","birthPlaceLatitude":29.5926,"birthPlaceLongitude":52.5836,"deathPlace":"شیراز","deathPlaceLatitude":29.5926,"deathPlaceLongitude":52.5836},"cat":{"id":24,"title":"غزلیات","urlSlug":"ghazal","fullUrl":"/hafez/ghazal","tableOfContentsStyle":3,"catType":0,"description":null,"descriptionHtml":null,"mixedModeOrder":0,"published":true,"bookName":null,"rImageId":null,"sumUpSubsGeoLocations":false,"mapName":null,"next":{"id":25,"title":"قطعات","urlSlug":"ghete","fullUrl":"/hafez/ghete","tableOfContentsStyle":5,"catType":0,"description":null,"descriptionHtml":null,"mixedModeOrder":0,"published":true,"bookName":null,"rImageId":null,"sumUpSubsGeoLocations":false,"mapName":null,"next":null,"previous":null,"ancestors":null,"children":null,"poems":null,"paperSources":null,"newImage":null},"previous":null,"ancestors":[{"id":9,"title":"حافظ","urlSlug":"hafez","fullUrl":"/hafez","tableOfContentsStyle":1,"catType":0,"description":"خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم آوازه‌ی بی‌‌مانند او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در زمینه نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های زندگانی او دیدگاه‌ها همگون و یکسان نیست. اما بنا بر گفته مشهور وی پیرامون سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فرا گرفت و در علوم ادبی زمانه‌اش پایه‌ای والا یافت؛ بویژه در علوم فقهی و الهی ژرف‌اندیش بود و قرآن را با چهارده روایت گوناگون از بر داشت. گوته -دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور بنام آلمانی- دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از اندیشه وی به سرایش درآورد. دیوان اشعار او دربرگیرنده‌ی غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحب‌نظران و شیفتگان شعر و ادب پارسی است.","descriptionHtml":"<p>خواجه شمس&zwnj;الدین محمد شیرازی متخلص به &laquo;حافظ&raquo; و مشهور به &laquo;لسان&zwnj;الغیب&raquo; غزل&zwnj;سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم آوازه&zwnj;ی بی&zwnj;&zwnj;مانند او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در زمینه نام دقیق وی (محمد یا شمس&zwnj;الدین) و خاستگاه وی و سال&zwnj;های زندگانی او دیدگاه&zwnj;ها همگون و یکسان نیست. اما بنا بر گفته مشهور وی پیرامون سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فرا گرفت و در علوم ادبی زمانه&zwnj;اش پایه&zwnj;ای والا یافت؛ بویژه در علوم فقهی و الهی ژرف&zwnj;اندیش بود و قرآن را با چهارده روایت گوناگون از بر داشت. گوته -دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور بنام آلمانی- دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از اندیشه وی به سرایش درآورد. دیوان اشعار او دربرگیرنده&zwnj;ی غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحب&zwnj;نظران و شیفتگان شعر و ادب پارسی است.</p>","mixedModeOrder":0,"published":true,"bookName":"دیوان حافظ","rImageId":"6f583c15-4702-4407-d7b1-08db494994d4","sumUpSubsGeoLocations":true,"mapName":"مکان‌های نامبردهٔ حافظ","next":null,"previous":null,"ancestors":null,"children":null,"poems":null,"paperSources":null,"newImage":null}],"children":[],"poems":null,"paperSources":null,"newImage":null}},"next":{"id":2210,"title":"غزل شمارهٔ ۸۱","urlSlug":"sh81","excerpt":"صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت","mainSections":null},"previous":{"id":2208,"title":"غزل شمارهٔ ۷۹","urlSlug":"sh79","excerpt":"کنون که می‌دمد از بوستان، نسیمِ بهشت","mainSections":null},"verses":[{"id":1935994,"vOrder":1,"coupletIndex":0,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!","languageId":null,"coupletSummary":"ای زاهد پاکدامن، به عیب‌ها و ناپاکی‌های زیرکان نپرداز و آنها را نکوب، زیرا گناهان دیگران به تو ارتباطی ندارد و در روز قیامت به پای تو نمی‌نویسند.","originalText":null},{"id":1936097,"vOrder":2,"coupletIndex":0,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null},{"id":1935992,"vOrder":3,"coupletIndex":1,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!","languageId":null,"coupletSummary":"اگر من خوب باشم یا بد، تو به خودت برس و خودت را بساز. هر کسی در نهایت نتیجه کارهایش را درو می‌کند، چه خوب و چه بد.","originalText":null},{"id":1935993,"vOrder":4,"coupletIndex":1,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null},{"id":1935990,"vOrder":5,"coupletIndex":2,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"همه‌کس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست","languageId":null,"coupletSummary":"\u00A0همه افراد، چه هشیار\u00A0 و چه مست، خواهان معشوق هستند. در هر مکان، عشق حضور دارد؛ چه در مسجد و چه در کنیسه و میخانه.","originalText":null},{"id":1935991,"vOrder":6,"coupletIndex":2,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"همه‌جا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null},{"id":1935988,"vOrder":7,"coupletIndex":3,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکده‌ها","languageId":null,"coupletSummary":"من سر تسلیم بر دیوار میخانه‌ها فرود آورده‌ام ،\u00A0 اگر مدعی نتواند مفهوم کلام را درک کند، می‌تواند سرش را به سنگ بزند.","originalText":null},{"id":1935989,"vOrder":8,"coupletIndex":3,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null},{"id":1935986,"vOrder":9,"coupletIndex":4,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل","languageId":null,"coupletSummary":"مرا از رحمت و لطف بی‌نهایت ناامید نکن؛ تو که در پس پردهٔ واقعیت‌ها جهان، نمی‌دانی چه چیز خوب است و چه چیز بد.","originalText":null},{"id":1935987,"vOrder":10,"coupletIndex":4,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null},{"id":1935984,"vOrder":11,"coupletIndex":5,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس","languageId":null,"coupletSummary":"من نه تنها خودم از پردهٔ تقوا و پرهیزکاری خارج شدم، بلکه پدرم نیز بهشت جاویدش را از دست داده است.","originalText":null},{"id":1935985,"vOrder":12,"coupletIndex":5,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null},{"id":1935982,"vOrder":13,"coupletIndex":6,"versePosition":0,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی","languageId":null,"coupletSummary":"حافظ، اگر در روز مرگت بتوانی حرکتی بکنی و پویا و فعال باشی ،مستقیم به بهشت خواهی رفت.","originalText":null},{"id":1935983,"vOrder":14,"coupletIndex":6,"versePosition":1,"sectionIndex1":0,"sectionIndex2":null,"sectionIndex3":null,"sectionIndex4":null,"text":"یک‌سر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت","languageId":null,"coupletSummary":null,"originalText":null}],"recitations":[{"id":2922,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"فریدون فرح‌اندوز","audioArtistUrl":"https://t.me/fereidounfarahandouz","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"9fc1a271-c22d-47ba-a93a-e92db5693298","mp3FileCheckSum":"9a8c8a4a9da08a98bd8c7f8cded61b92","mp3SizeInBytes":649080,"publishDate":"2019-09-16T22:12:31","fileLastUpdated":"2019-09-16T22:12:31","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a/2209-ff.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a/x/2209-ff.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/2922","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":1,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":16170,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"حسین محبی","audioArtistUrl":"http://www.instagram.com/husseinmohebbi","audioSrc":"http://www.instagram.com/tanincollege","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"3f26ba7d-acfd-4c0e-9c5c-b69e2c5905c1","mp3FileCheckSum":"a08511aa6169a9c0c6679d9bee887522","mp3SizeInBytes":4476383,"publishDate":"2022-03-07T06:23:04.6656296","fileLastUpdated":"2022-03-07T05:03:41.9169475","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a7/2209-hjmv-805148302.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a7/x/2209-hjmv-805148302.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/16170","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":2,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":461,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"سهیل قاسمی","audioArtistUrl":"https://t.me/Setiq","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"68aad839-6794-464e-bed2-550b216e56b1","mp3FileCheckSum":"478e63e9c02b9334888b59f9d71dfca5","mp3SizeInBytes":635312,"publishDate":"2016-10-13T00:00:00","fileLastUpdated":"2016-10-13T00:00:00","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a/2209.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a/x/2209.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/461","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":3,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":1067,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"عاطفه آقایی نژاد","audioArtistUrl":"","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"53c9f736-d8e6-443b-b6fa-b8289ca2584b","mp3FileCheckSum":"7f219c4fc8b3f5a80c90b10747272b22","mp3SizeInBytes":1085240,"publishDate":"2017-10-13T22:13:47","fileLastUpdated":"2017-10-13T22:13:47","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a/2209-2.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a/x/2209-2.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/1067","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":4,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":3055,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"محسن لیله‌کوهی","audioArtistUrl":"https://t.me/hafez_bekhanimm","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"b348ca80-d681-4f5b-bc68-0321dda11f4a","mp3FileCheckSum":"fad67715eefda6a22b819271cff50759","mp3SizeInBytes":1610050,"publishDate":"2019-10-25T10:12:42","fileLastUpdated":"2019-10-25T10:12:42","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a2/2209-ml.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a2/x/2209-ml.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/3055","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":5,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":4837,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"فاطمه زندی","audioArtistUrl":"","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"dbe32086-be87-4b6a-b704-7598d9434035","mp3FileCheckSum":"809db48d305996463522e1c952d20fa9","mp3SizeInBytes":2129616,"publishDate":"2020-06-20T20:47:46","fileLastUpdated":"2024-02-18T08:46:36.5825163","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a2/2209-fz.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a2/x/2209-fz.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/4837","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":6,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":4113,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"هادی روحانی","audioArtistUrl":"https://www.instagram.com/hafezane.ir/","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"1cf6d0b2-66bb-43fc-a7ca-20e7b0d9b0d6","mp3FileCheckSum":"1fe6ece2afcffaeaa595499d8c39081b","mp3SizeInBytes":1507186,"publishDate":"2020-04-22T18:48:40","fileLastUpdated":"2020-04-22T18:48:40","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a2/2209-hr.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a2/x/2209-hr.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/4113","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":7,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":9276,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"مریم فقیهی کیا","audioArtistUrl":"https://t.me/OnlineHafez","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"f640d1cb-b534-4b65-9858-a2e3bcb5ab14","mp3FileCheckSum":"26c114b16f4f7c8f44ccebb8047d76b8","mp3SizeInBytes":616664,"publishDate":"2021-05-18T15:38:39.0662819","fileLastUpdated":"2021-05-18T15:38:21.4003227","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a2/2209-mfk.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a2/x/2209-mfk.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/9276","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":8,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":10255,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"پری ساتکنی عندلیب","audioArtistUrl":"https://t.me/Satkani_Andalib","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"16ea4278-c6cb-4edd-aa8d-30bf9357f646","mp3FileCheckSum":"453296ef6d83bf635dbd2d0749b7a302","mp3SizeInBytes":2231505,"publishDate":"2021-06-23T19:08:52.9817726","fileLastUpdated":"2021-06-23T17:47:51.9578231","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a2/2209-fz-1798738875.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a2/x/2209-fz-1798738875.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/10255","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":9,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":12086,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"داود وفایی سیاوشانی","audioArtistUrl":"https://www.instagram.com/dnarrator/","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"a92b86fb-dbaf-45d0-a7de-d4f0eaaf51bc","mp3FileCheckSum":"f39b1161c87494ebfa4e8ec16708c289","mp3SizeInBytes":1357200,"publishDate":"2021-08-23T07:00:04.7662915","fileLastUpdated":"2021-08-22T21:58:57.9092202","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a3/2209-dv-933625661.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a3/x/2209-dv-933625661.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/12086","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":10,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":16260,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"احسان حلاج","audioArtistUrl":"https://www.instagram.com/razz.ma.tazz.st/","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"c9e2c90d-b5bf-4ac8-9d0f-2cdd623a181f","mp3FileCheckSum":"052bdc31eca2cc855c62ee7ef02dcac5","mp3SizeInBytes":2099784,"publishDate":"2022-03-15T18:02:04.5635446","fileLastUpdated":"2022-03-15T16:31:30.9384867","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a7/2209-ha-856851764.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a7/x/2209-ha-856851764.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/16260","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":11,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":17470,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"شاپرک شیرازی","audioArtistUrl":"https://www.instagram.com/shaparkshirazi/","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"964abcf0-561a-422b-9190-f1f88095717d","mp3FileCheckSum":"c0892f256711c9e0ccd7cfd9cb33e6e5","mp3SizeInBytes":1125535,"publishDate":"2022-06-13T16:54:13.7090266","fileLastUpdated":"2022-06-13T12:53:42.9046349","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/a9/2209-ss-898002883.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/a9/x/2209-ss-898002883.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/17470","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":12,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":32601,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"نازنین بازیان","audioArtistUrl":"http://t.me/nazi_27","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"b0679149-c15e-4ffe-867e-717c4a928d98","mp3FileCheckSum":"f249278fc2cea7f41f2b966f05b0918a","mp3SizeInBytes":1632975,"publishDate":"2025-08-07T00:16:44.7827631","fileLastUpdated":"2025-08-07T00:16:10.4300339","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/al/2209-nb-448.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/al/x/2209-nb-448.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/32601","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":14,"recitationType":0,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false},{"id":30971,"poemId":2209,"poemFullTitle":"حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰","poemFullUrl":"/hafez/ghazal/sh80","audioTitle":"شرح صوتی غزل شمارهٔ ۸۰","audioArtist":"محمدرضا ضیاء","audioArtistUrl":"https://t.me/hafezxany","audioSrc":"","audioSrcUrl":"","legacyAudioGuid":"2602c164-1621-437a-a9f3-b0e5e661a2e7","mp3FileCheckSum":"5edd6db065cce9b062d1d16bd2ef3421","mp3SizeInBytes":36609088,"publishDate":"2025-04-03T20:34:37.9337195","fileLastUpdated":"2025-04-03T20:34:13.1984986","mp3Url":"https://i.ganjoor.net/al/2209-mz-1242115728.mp3","xmlUrl":"https://i.ganjoor.net/al/x/2209-mz-1242115728.xml","xmlText":"https://api.ganjoor.net/api/audio/xml/30971","plainText":"","htmlText":"","mistakes":[],"audioOrder":13,"recitationType":1,"inSyncWithText":true,"upVotedByUser":false}],"images":[{"id":"a4e53909-e23e-470d-0e8d-08d8c432e1fa","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/hafez-ghazvinighani/thumb/0186.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/hafez-ghazvinighani/p0186","altText":"دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 186","isTextOriginalSource":true},{"id":"29f7a339-f888-4fe9-81c5-08d77bbee42a","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/hafez-soltan-bl/thumb/0047.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/hafez-soltan-bl/p0047","altText":"دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 47","isTextOriginalSource":false},{"id":"76dd3d94-d668-4a8f-7efd-08d7d71c0aa0","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/hafez-bl-shiringhalam/thumb/0103.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/hafez-bl-shiringhalam/p0103","altText":"دیوان حافظ به خط عبدالصمد شیرین‌قلم ۹۹۰ هجری » تصویر 103","isTextOriginalSource":false},{"id":"ce8ed432-7f51-4604-dde5-08d7dc7b54ee","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/hafez-princeton/thumb/0036.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/hafez-princeton/p0036","altText":"دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 36","isTextOriginalSource":false},{"id":"11cabe84-f648-4fb1-b416-08d7ddec99da","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/hafez-bl-ming/thumb/0051.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/hafez-bl-ming/p0051","altText":"دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 51","isTextOriginalSource":false},{"id":"a07c7281-38f4-49fd-d4b8-08d7dea5a6b0","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/006814129-hathitrust/thumb/0053.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/ketab-e-khaje/p0053","altText":"کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 53","isTextOriginalSource":false},{"id":"bcfa5bd1-1874-415c-b80b-08d7e47a2340","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/006814124-hathitrust/thumb/0053.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/divan-e-lesanolgheyb/p0053","altText":"دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 53","isTextOriginalSource":false},{"id":"f9be3cb9-4434-4d94-94e0-08d9c18c47f8","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/khaje-salman/thumb/0015.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/khaje-salman/p0015","altText":"دیوان سلمان ساوجی در متن اصلی و دیوانهای حافظ، کمال خجندی و عصمت سمرقندی در حاشیه » تصویر 15","isTextOriginalSource":false},{"id":"98b3c6ad-e916-42e0-952a-08dd3c63a178","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":0,"thumbnailImageUrl":"https://i.ganjoor.net/images/hafez-magh-anv-bodleian-ms-ouseley-add175/thumb/0099.jpg","targetPageUrl":"https://museum.ganjoor.net/items/hafez-magh-anv-bodleian-ms-ouseley-add175/p0099","altText":"دیوان حافظ، قاسم انوار و شمس مغربی به خط میر علی کاتب سلطانی نسخه‌برداری شده در سال ۹۲۷ قمری » تصویر 99","isTextOriginalSource":false},{"id":"2c1c19e5-9909-4cb5-82cb-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/667/00142.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/656/142","altText":"دیوان حافظ بر اساس سه نسخه کامل کهن مورخ به سالهای ۸۱۳ و ۸۲۲ و ۸۲۵ هجری قمری به تصحیح اکبر بهروز و رشید عیوضی - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۱۴۲","isTextOriginalSource":false},{"id":"914fcdf3-1bd8-4056-74aa-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/00005249/00223.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/5249/223","altText":"خاطر مجموع (جامع دیوان جامع حافظ بر اساس بیست و یک متن معتبر چاپی) تدوین و توضیح شفیع شجاعی ادیب - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۲۲۳","isTextOriginalSource":false},{"id":"42408c68-8487-4f4d-24ec-08dc5b6c9a41","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/665/00174.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/654/174","altText":"دیوان حافظ به توضیح و تصحیح پرویز ناتل خانلری - ج ۱ (غزلیات) - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۱۷۴","isTextOriginalSource":false},{"id":"f90ab244-06c2-421c-7064-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/00001805/00121.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/1805/121","altText":"دیوان حافظ (براساس نسخه خلخالی «مورخ ۸۲۷ ق» با مقابله نسخه بادلیان «۸۴۳ ق» و پنجاب «۸۹۴ ق») به تصحیح بهاءالدین خرمشاهی - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۱۲۱","isTextOriginalSource":false},{"id":"e7bca7b3-9a65-485d-83d2-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/810/00062.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/792/62","altText":"دیوان مولانا شمس الدین محمد حافظ شیرازی به اهتمام دکتر یحیی قریب - حافظ شیرازی - تصویر ۶۲","isTextOriginalSource":false},{"id":"18c4727c-7965-468a-71c8-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/729/00202.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/713/202","altText":"دیوان خواجه حافظ شیرازی (با تصحیح و سه مقدمه و حواشی و تکمله و کشف الابیات) به کوشش سید ابوالقاسم انجوی شیرازی - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۲۰۲","isTextOriginalSource":false},{"id":"4a931cb2-7a40-49bc-84ef-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/668/00214.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/657/214","altText":"دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی به کوشش سید علی محمد رفیعی - خواجه شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۲۱۴","isTextOriginalSource":false},{"id":"e08945bf-fcef-4168-72f4-08dc5d2570fb","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/730/00116.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/714/116","altText":"دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی (براساس نسخه مورخ ۸۲۴ هجری) به کوشش سید محمدرضا جلالی نائینی و نذیر احمد - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۱۱۶","isTextOriginalSource":false},{"id":"2801e736-6bb8-4be4-b124-08dd45ccdef3","imageOrder":0,"poemRelatedImageType":1,"thumbnailImageUrl":"https://i.naskban.ir/pdf/00045608/00008.jpg","targetPageUrl":"https://naskban.ir/46608/8","altText":"کهن‌ترین نسخهٔ دیوان حافظ از کتابخانهٔ نور عثمانیه ۸۰۱ هجری - تصویر ۸","isTextOriginalSource":false}],"songs":[{"id":3615,"poemId":2209,"trackType":0,"artistName":"محمدرضا شجریان","artistUrl":"https://beeptunes.com/artist/3403349","albumName":"اجراهای خصوصی","albumUrl":"https://khosousi.com","trackName":"طریق کام‌بخشی – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی","trackUrl":"https://khosousi.com/tarighe-kaam-bakhshi-shajarian-mousavi/","description":"","brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":3497,"poemId":2209,"trackType":0,"artistName":"محمدرضا شجریان","artistUrl":"https://beeptunes.com/artist/3403349","albumName":"اجراهای خصوصی","albumUrl":"https://khosousi.com","trackName":"سایه‌ی بید – اجرای خصوصی شجریان و مشکاتیان – آذر ۶۳","trackUrl":"https://khosousi.com/sayeye-bid-shajarian-meshkatian/","description":"","brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":2363,"poemId":2209,"trackType":3,"artistName":"گروه بدخشان","artistUrl":"https://open.spotify.com/artist/18mG0uzLC88uxSEioJLiFt","albumName":"آواز و رقص از کوههای پامیر","albumUrl":"https://open.spotify.com/album/0z2PNjKvuTKbb1AmUK3bSN","trackName":"زاهد پاکیزه سرشت","trackUrl":"https://open.spotify.com/track/5rQb4XXzXkeTNohh0hUw5c","description":"","brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":3300,"poemId":2209,"trackType":3,"artistName":"اوهام","artistUrl":"https://open.spotify.com/artist/7mTfF5lvdMyiWciH81cNBq","albumName":"نهال حیرت","albumUrl":"https://open.spotify.com/album/224hWbTaNR8T6tSSzZIS0W","trackName":"عیب رندان مکن!","trackUrl":"https://open.spotify.com/track/5oMrB3T8ygxsBkgTcE6ZBs","description":"","brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":8791,"poemId":2209,"trackType":3,"artistName":"شکیلا","artistUrl":"https://open.spotify.com/artist/1sGLUwUvy2iW7hhbNOpJLQ","albumName":"لطف ازل","albumUrl":"https://open.spotify.com/album/0cOgOFO5PoipivvLiOPS2I","trackName":"لطف ازل","trackUrl":"https://open.spotify.com/track/3z0ut4mdaTt5TeXNyUfTnd","description":null,"brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":9366,"poemId":2209,"trackType":3,"artistName":"محمد معتمدی","artistUrl":"https://open.spotify.com/artist/6G9faozjdy9wpfIKhDMRBR","albumName":"Abdi: Hafez","albumUrl":"https://open.spotify.com/album/2M1JQ3PzvaWSVurTJMbMXo","trackName":"Hafez, Act I Scene ۶: Hafez's Aria I","trackUrl":"https://open.spotify.com/track/59FeZRxy3rZmdmT3mCxfuS","description":null,"brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":9378,"poemId":2209,"trackType":3,"artistName":"محمد معتمدی","artistUrl":"https://open.spotify.com/artist/6G9faozjdy9wpfIKhDMRBR","albumName":"Abdi: Hafez","albumUrl":"https://open.spotify.com/album/2M1JQ3PzvaWSVurTJMbMXo","trackName":"Hafez, Act II Scene ۱: Revolt","trackUrl":"https://open.spotify.com/track/49nosgLEHr76YM0t8b5S9L","description":null,"brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null},{"id":12173,"poemId":2209,"trackType":3,"artistName":"وحیدماهری و پیمان مرندیز","artistUrl":"https://open.spotify.com/artist/4zNfHsZZJmgaK1Z1VDyuvB","albumName":"راز","albumUrl":"https://open.spotify.com/album/68JYlCKhVy00wv7q7Vy2cc","trackName":"رندان","trackUrl":"https://open.spotify.com/track/5tnWOAsqRfEV2l0ArYYR6J","description":"خوانندگان: وحیدماهری و پیمان مرندیز","brokenLink":false,"golhaTrackId":0,"approved":true,"rejected":false,"rejectionCause":null,"suggestedById":null,"suggestedByNickName":null}],"comments":[{"id":80200,"authorName":"سیدعلی (رضا) ساقی","authorUrl":"http://rezafery.mihanblog.com","commentDate":"2018-02-18T01:07:49","htmlComment":"<p><strong><a href=\"https://rezasaghy.blogfa.com/\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">پیوند به وبگاه بیرونی</a></strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p><strong>عیبِ رندان مکن ای زاهدِ پاکیزه سرشت</strong></p>\n<p><strong>که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>عیب رندان مکن: عیبجویی وبدگویی مکن، سرزنش رندان را مکن</p>\n<p><strong>«رند» درنظرگاه حافظ کسی است که درمسیررشدوآگاهی گام گذاشته وبا رهایی ازقیدوبندهای دینی ودنیوی‌؛ خواسته های لجام گسیخته رامهارنموده وتلاش می کند تابه معصومیت وپاکی فطرت خویش بازگردد. رندان در بینش حافظانه؛ به رغم داشتن ظاهرگناه آلوده، پاکباطن؛ نیک کردار ونیک گفتارانی هستند که به سطح قابل قبولی ازهوشمندی رسیده اند .</strong></p>\n<p>زمانی که آدمی، آن معصومیت ازلی راکه دردرون همگان؛ ازازل تاابد بوده کشف کرده وآن رابه روزسانی کندپرهیزگاری وپارسایی خودبخود در رفتاروکرداراونمایان میگردد نیازی به چیزی تحمیل کردن و وادارساختن خود به معصومیت ازطریق تمرینات سخت زاهدی وقدّیسانه نیست. آن خلوص ومعصومیت؛ پیشاپیش درفطرت همگان وجود دارد وکافیست بااندکی هوشمندی وآگاهی کشف، وگرد و غبارآن زدوده شودتاآشکارگردد. این نوع فضلیت، ازالطاف خداوندی بوده وازنوع پرورشی ودستکاری شده نیست. همانگونه که نفس کشیدن ما‌‌‌؛ گردش خون دررگها؛ تپیدن قلب وبسیاری ازفعالیتهای ارگانهای درونی ما؛ هیچ نیازی به تلاش ودستکاری بیرونی ندارند وتابع قوانین پیچیده ی خاصی هستندکه ازدرک وفهم آدمی خارج است</p>\n<p>.بی شک چنین فرزانه ای بدون ترس وواهمه؛ همواره درمنزل آرامش وسکون ورضایت ساکن خواهدبود.</p>\n<p><strong>زاهدان وقدّیسان برعکس این موضوع، پیوسته باانجام رفتارهای سخت وآزارنده‌؛ سعی وتلاش می نمایندکه برای خود چهره ای پرهیزگارومعصوم وباتقوا نقّاشی کنند آنهاباتمام قدرت، ازترس ازدست دادن این مقام ساختگی؛ به شیوه های گوناگون حتّی حقّه بازی وتزویر متوسّل می شوند تاازاین چهره ی نقّاشی شده بشدّت محافظت کنند. آنهانیک می‌دانند که اگر برای یک لحظه هم غفلت کنند، تمام تقوا وفضلیتهای پرورشی را از دست خواهندداد. آنها در سکون وخلوص ومعصومیّت باطنی منزل ندارند، چهره ی قدّیسانه ی آنها طبیعی نیست، چیزی مصنوعی و قراردادیست که بر خودشان تحمیل کرده‌اند.</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\"زاهدِ پاکیزه سرشت\" باچاشنی طعنه وطنز است معنای معکوس داردمثل زاهدِ عالی مقام، امروزه هم چنین طعنه زدن معمول است برای مثال به کسی که شخصیّت ندارد می گویند جناب با شخصیّت! یا به جاهل ونادان گویند آقای دانشمند!</p>\n<p>معنی بیت: ای زاهدی که توهّم پاک باطنی داری وخودرا ازهمه منزّه وپاکیزه ترمی شماری! رندان را ازظاهرشان قضاوت مکن، عیب جویی وبدگویی مکن، اگرهم گناهکارهستند توآسوده خاطرباش که گناهِ آنان را به حساب تونخواهندنوشت.</p>\n<p>حافظ که خود سرحلقه ی رندان جهان است دراینجاازیکی ازقوانین طلاییِ رندانه وحافظانه را رونمایی می کند. منطقی دلنشین،زیبا، اخلاقی، فرا قومی وفرامذهبی که درهمه جای این کُره ی خاکی کاربُرد دارد. حافظ با ارایه ی این منطق، نشان می دهد که قانونِ رندانه وحافظانه ی اوبا قانون امربه معروف ونهی ازمنکر زاهدان متشرّع تفاوت اززمین تاآسمان دارد......</p>\n<p>اگرکسی به دنبال کشف ریشه ویا چرایی اختلاف نظرهای حافظ با علما وفقهای متعصّبِ آن دوران بوده باشد باید درلابلای نگرش های اینچنینی جستجوکند که تعداد آنها نیزکم نیستند وتقریباً به تعداد ابیاتِ شعرهائیست که حافظ سروده است.</p>\n<p>کمال سِرّمحبّت ببین نه نقص گناه</p>\n<p>که هرکه بی هنرافتد نظربه عیب کند.</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\uD83C\uDF3F━━━━━━\uD83C\uDF3F</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p><strong>من اگرنیکم وگر بدتو برو خود را باش</strong></p>\n<p><strong>هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار که کِشت</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>خود را باش: مواظب خودت باش، خود را نگاهداری کن.</p>\n<p>دِرَوَد : دروکند،برداشت نماید</p>\n<p>عاقبت کار: پایان کار، روزرستاخیز</p>\n<p><strong>درادامه ی سخن معنی بیت:</strong></p>\n<p><strong>ای زاهد، منِ رند اگر گناهکارم یا نیکوکار،به توارتباطی ندارد درکار دیگران فضولی نکن. تو مواظب رفتار وکردارخود باش وبدان که هر کس سرانجام آن محصولی رابرداشت خواهد کرد که خودکاشته بود.</strong></p>\n<p>ای زاهددرروزرستاخیز، میزان رستگار بودن ونبودن آدمیان به نیّات است نه اَعمال، بنابراین چه بسا کسانی که به ظاهر اعمال نیک دارند لیکن ازآنجا که نیّاتشان پلید وناپسند می باشدهرگزرستگار نخواهند شد. هیچکس ازنیّتِ باطنی دیگری خبرندارد ونمی تواند درموردِ آنها قضاوت کند.</p>\n<p>ضمن آنکه برخلاف دیدگاه تنگ نظرانه ی تو ای زاهد خشکه مغز، اقیانوس بیکرانه ی رحمت وبخشش خداوندی آنقدرعظیم وبی حدومرزاست که گناهان آدمی، دربرابر آن خاروخسی بیش نبوده وبحساب نمی آیند. درروز قیامت، تمام مخلوقات ازرفتارکریمانه ی آن بی همتای بخشایشگرمهربان، غافلگیرو شگفت زده خواهیم گشت.</p>\n<p>از نامه ی سیاه نترسم به روزحشر</p>\n<p>بافیض لطف اوصدازاین نامه طی کنم</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\uD83C\uDF3F━━━━━━\uD83C\uDF3F</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p><strong>همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست</strong></p>\n<p><strong>همه جا خانه ی عشقست چه مسجد چه کُنشت</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>کُنشت: آتشگاه ومعبد زرتشتیان</p>\n<p><strong>معنی بیت: هرکسی دراین دنیا چه مست وچه هوشیار،باهرعقیده وباوری که دارد درجستجوی یار گمشده ی خویشتن است، بنابراین وقتی نیّت آدمی نزدیک شدن به معشوق اَزلی باشد چه درمسجد به رسم مسلمانان به عبادت بپردازد،چه درآتشگاه به رسم زرتشتیان، هردو قابل قبول است وهیچ تفاوتی باهمدیگر ندارند. درروزقیامت مبنای رسیدگی به اَعمال نیّات خواهد بود نه رفتارهای ظاهری واسم مذاهب!</strong></p>\n<p>ترسم که روزحشر عنان درعنان رود</p>\n<p>تسبیح شیخ وخرقه ی رند شرابخوار</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\uD83C\uDF3F━━━━━━\uD83C\uDF3F</p>\n<p><strong>سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها</strong></p>\n<p><strong>مدّعی گر نکند فهم ِسخن گو سر و خشت</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>میکده ایهام دارد : ۱-جای که باده فروشند ۲-عالم معنا دراینجانیزبه مانند اغلب غزلها هردومعنی درهم آمیخته شده ومدنظرشاعربوده است.</p>\n<p><strong>معنی بیت: من ِ رندِ خراباتی که برای رسیدن به معشوق اَزلی طریق عشق رابرگزیده ام خودرا به این مَسلک تسلیم نموده ام وسر ارادت به خشتِ آستانه ی میکده ها( عالم معنا)نهاده ام. اگر مدّعی وزاهد وواعظ، این موضوع راشنیدند و قادربه درکِ حال وروزمن نبودند، لازم نیست زیادتوضیح دهی بیهوده خود را خسته نکن فقط بگو سرحافظ بود وخشتِ آستانه ی میکده ها(محل فروش باده انگوری)</strong></p>\n<p>آنها ظاهربین هستند وجزیک سر ویک خشت چیزی نمی بینند. آنها اصلاً به نیّات وباطن آدمیان توجّهی ندارند وازظرایف ولطایفِ رندی بی خبرند، باآنها به زبان خودشان سخن بگو. آنها ازرمز وراز پناه بُردن به میکده ها چیزی نمی فهمند! آنها قادربه فهم این نکته نیستند که ممکن است کسی درمیکده های انگور به ساقی گری مشغول باشد اما دردرون خویش معبدی والاتر از مسجد وصومعه وکلیسا وکنشت داشته باشد.&nbsp;</p>\n<p>بامدّعی مگوئیداسرارعشق ومستی</p>\n<p>تابیخبربمیرد در دردِ خودپرستی</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\uD83C\uDF3F━━━━━━\uD83C\uDF3F</p>\n<p><strong>ناامیدم مکن از سابقه ی لطف ازل</strong></p>\n<p><strong>توپس پرده چه دانی که که خوبست وکه زشت؟</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>سابقه ی لطفِ ازل: خداوند لطیف ومهربان است ونسبت به همه ازازل مهربان بوده وخواهدبود.</p>\n<p>روی سخن همچنان با زاهد ومدّعیِ کج فهم وتنگ نظراست.</p>\n<p><strong>معنی بیت:</strong></p>\n<p><strong>(ای زاهد باحرفهای بی پایه واساس خود ازآتش دوزخ وقهرالهی سخن مگوی توازشریعت برداشت نادرست داری وخداوند رانامهربان وخشن وانتقامجومعرّفی می کنی) مرا ازالطاف خداوندی که بی وچون وچرا ازاَزل شامل حال همه ی بندگانش بوده وتااَبد بی هیچ منّتی جاری خواهدبود ناامید مکن توظاهرآدمیان رامی بینی ودست به قضاوتِ نادرست می زنی! اصلاً توچه می دانی که درپشتِ پرده،از نظرخداوند چه کسی خوب وچه کسی بد است؟ تواز خداوند هیچ شناخت کافی نداری! وحتّی درمورد دین ومذهب خودنیز هیچگونه تحقیق وتفحّص نکردی! دین وایمان تو ازسوی خانواده، جامعه حاکمیّت به تو داده شده! تواصلاً نمی دانی که درحال پرستش چگونه خدایی هستی! توحقّ قضاوت دیگران راداری.</strong></p>\n<p>می ده که گرچه گشتم نامه سیاه عالم</p>\n<p>نومید کی توان بود ازلطف لایزال؟!</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\uD83C\uDF3F━━━━━━\uD83C\uDF3F</p>\n<p><strong>نه من از پرده ی ِتقوا به دَرافتادم و بس</strong></p>\n<p><strong>پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بِهِ هِشت! </strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>تقوا: پرهیزگاری،پاک دامنی</p>\n<p>بهشت اوّلی: جنّت، روضه ی رضوان</p>\n<p>بِهِشت دوّمی : ازدست داد، وانهاد</p>\n<p><strong>معنی بیت: تنها من نیستم که نمی توانم آرام گیرم، پرهیزگارباشم، کنجکاوی نکنم، عشقبازی نکنم! پدرم(آدم) نیز چنین خصوصیاتی داشت اودربهشت دراوج نازونعمت آسوده خاطرآرمیده بود لیکن انگارچیزی کم داشت… دست اومدام پی چیزی می‌گشت که دربهشت نبود! حسّ کنجکاوی گل کرد… اوعشق راکم داشت… اوپرتوی از حُسن جمال الهی را رزمان خلقت دریافته بود وطعم آن راچشیده بود اما دربهشت ِ پر ازجوی شیروشهدوشکّر خبری ازعشق نبود… پدرم درجستجوی منبع اصلی آن پرتو خیال انگیز،بیتاب وبیقرار گشت وشورش نمود… عصیانگری کرد اماعاشقانه وآگاهانه، بهشت را باهمه ی نعمتهایش رهاکرده وسرازاین دنیای خاکی و خراب آباد درآورد. من فرزند همان آدم کنجکاو وشورشی هستم!</strong></p>\n<p>وقتی کنجکاوی وماهیّت عشقبازی راخداوند درفطرت ماآدمیان قرارداده است نمی توانیم کنجکاو نباشیم وآرام بگیریم! مابرای بدست آوردن خودمعشوق بهشت را به هّشتیم ورهاکردیم ودرجستجوی عشق به زمین آمدیم.</p>\n<p>مابدین در نه پی جاه ومقام آمده ایم</p>\n<p>ازبدِحادثه اینجا به پناه آمده ایم</p>\n<p>رهرو منزل عشقیم وزسرحدّ عدم</p>\n<p>تابه اقلیم وجود این همه راه آمده ایم</p>\n<p>سبزه ی خطّ تودیدیم وزبستان بهشت</p>\n<p>به طلبکاری این مِهرگیاه آمده ایم</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>\uD83C\uDF3F━━━━━━\uD83C\uDF3F</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p><strong>حافظا روز اَجل گر به کف آری جامی</strong></p>\n<p><strong>یک سرازکوی خرابات برندت به بهشت</strong></p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>روز اَجل:روز فرا رسیدن مرگ آدمی.</p>\n<p>خرابات: خرابات به دومعنی بکارمی رود اول به معنی ظاهری وسطحی: مکانی درحاشیه وحومه ی شهرها که افراد بی خانمان وقماربازان وباده نوشان درآنجاجمع شده وبه دورازچشم ماموران حکومتی به فسق وفجورپردازند.</p>\n<p>دوم به معنی باطنی وعرفانی: مکان معنوی ومعبدروحانی فارغ ازهردین ومذهب، که وارستگان ورهاشدگان ازتعلّقات دینی ودنیوی،عاشقان وجویندگان حقیقت درآنجاجمع شده وباراهنمایی پیری خردمندوفرزانه، اقدام به تخریب وویران ساختن هرآنچه(شامل باورهاواعتقادات،نامها،مقامها وموقعیتهای اجتماعی،فرهنگی، دینی، قومی،نژادی و.....) که ازجامعه ،مذهب ومدرسه تحمیل شده درتعیین نوع شخصیت آدمی اثرگذار هستند می کنند وازهرنوع علایقی که وابستگی ایجادمی نمایدخلاص می گردند وبنای شخصیت خودراپس ازفروریختن دوباره بازسازی ،نوسازی وبهسازی نموده وازنو متولدمی گردند تابینش فردی ومسیرخودراپیداکنند.</p>\n<p>حافظ معمولاً هردومعنی رامدنظرقرارمی دادتامخاطبان ودوستداران شعر، هرکدام به فراخور درک ودانش ومیزان آگاهی خویش، امکان برداشتهای دلخواه داشته باشند وهیچکس ازبرداشت معنی مأیوس و دست خالی برنگردند.</p>\n<p><strong>معنی بیت: ای حافظ، اگرسعادت داشته باشی در روزی که مرگ فرامی رسد درخرابات باشی و جام شرابی به دست بیاوری ومستانه جان به جان آفرین تسلیم کنی، اطمینان داشته باش که ازکوی خرابات مستقیماً به بهشت انتقال پیدا می کنی وازعذاب قبر وسئوال وجواب خلاص می گردی.</strong></p>\n<p>حافظ دربیت پایانی، تیرخلاص را به زاهدِ زخمی می زند وبنیان تمام باورها واعتقادات اورافرومی ریزد. اودراین بیت خرابات را مکانی مقدّس معرّفی می کند چراکه درخرابات ریا وتظاهر ونیرنگ وجودندارد،فضولی وسرک کشیدن درکاردیگران وجودندارد دنیادوستی،جاه طلبی، بدگویی،عیب جویی، قضاوت دیگران، دروغ ودَغلکاری جایی ندارد وهرچه هست عشق است ومستی وراستی.</p>\n<p>گرزمسجدبه خرابات شدم خُرده مگیر</p>\n<p>مجلس وَعظ درازاست وزمان خواهد شد.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"fa1c9f8f-bc9a-4e9f-267e-08df2e5d483b","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":1,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":23398,"authorName":"ناشناس","authorUrl":"","commentDate":"2012-04-05T17:40:17","htmlComment":"<p>گر نهادت همه این است، زهی پاکْ نهاد!<br />ور سرشتت همه این است، زهی نیکْ سرشت!<br />بر عمل تکیه مکن خواجه، که در روز الست<br />تو چه دانی قلمِ صُنع به نامت چه نوشت؟ <br />باغِ فردوسْ لطیف است، ولیکن زنهار<br />تا غنیمت شمری سایه‌ی بید و لبِ کِشت!<br />برگرفته از :<br />حافظ، شمس‌الدین محمد؛ دیوان حافظ؛ به روایت احمد شاملو؛ چاپ یازدهم؛ تهران:مروارید، 1386.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[{"id":94291,"authorName":"کوروش شفیعی‌فر","authorUrl":null,"commentDate":"2022-02-17T05:12:00.6297512","htmlComment":"<p>نسخه احمد شاملو فاقد ارزش علمی و ادبی&zwnj;ست.</p>\r\n<p>لطفا به این نسخه ضعیف و بی&zwnj;منبع اعتنا نکنید\uD83D\uDE4F\uD83C\uDFFB</p>","publishStatus":"","inReplyToId":23398,"userId":"ebb02856-c541-4841-52f9-08d9f1b4bfda","replies":[{"id":105917,"authorName":"Javad +++","authorUrl":null,"commentDate":"2023-01-14T15:05:05.5970477","htmlComment":"<p>در نسخه خطی که من در اختیار دارم این غزل سه بیت اضافه تر دارد&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":94291,"userId":"cdcfa376-dcfc-4b5d-0a46-08dacdf2d5eb","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":21761,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2012-10-07T09:30:11","htmlComment":"<p>رند انکس که با سخن ساده معنی پیچیده ارزو دارد و به برخی از انچه جامعه پذیرفته می تازد.درزبان فرانسه icnoclast چنین است یعنی به icon ها ی جامعه می تازد و انها را نمی پذیرد</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":37425,"authorName":"اصغر","authorUrl":"http://tasnimtj.com","commentDate":"2013-07-04T08:53:13","htmlComment":"<p>زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست<br />در حق ما هر چه گوید جای اکراه نیست!</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40489,"authorName":"محمد","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-18T00:10:35","htmlComment":"<p>سلام ببخشید در نسخه ما که غنی-قزوینی است  در بیت سوم به جای ((جا خانه)) {جانانه} آمده است</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40490,"authorName":"محمد","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-18T00:14:44","htmlComment":"<p>سلام ببخشید نگاه کردم همان جا خانه درست است</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40439,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T00:47:38","htmlComment":"<p>زهد یعنی پارسایی، عبادة  بندگی ، تقوی پرهیزگاری است .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40440,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T00:54:52","htmlComment":"<p>نماز به فارسی گمان میکنم کلید فهمش در لری باشد نم nem به لری کوتاه و خم است پس نماز به معنی خمیدن در برابر پروردگار است . ( شاید ) . کر ker به لری یعنی خم و curve انگلیسی  همریشه ان است . کرنش هم در فارسی از همین خمیدن است . کریا را به تازگی برای تابع در ریاضیات درست شده است ( در کتاب اختر فیزیک دکتر ملایری) برابر function است .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40421,"authorName":"شکوه","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T01:16:08","htmlComment":"<p>گر نهادت همه این است زهی نیک نهاد <br />ور سرشتت همه اینست زهی نیک سرشت</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40411,"authorName":"شکوه","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T01:17:39","htmlComment":"<p>بیت که در بالا اشاره شد از قلم افتاده بود و یک بیت مانده به آخر باید اضافه شود</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40404,"authorName":"شکوه","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T01:19:00","htmlComment":"<p>گناه کردن را ارثی میدانسته خواجه در بیت ششم مشهود است</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40405,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T01:48:56","htmlComment":"<p>اسانگیری در ایمان حافظ اشکار است .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":40406,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2013-07-20T01:51:41","htmlComment":"<p>ایمان باورداشت ، باور ، گروش است</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":32266,"authorName":"رضا","authorUrl":"","commentDate":"2014-04-03T03:06:10","htmlComment":"<p>متاسفانه در اینجا دوستان انتقاد پذیر نیستند ..<br />هرکسی ساز خودشو میزنه ... یکی گفت غلط رو باید \"غلت\" بنویسیم .. اما میبینم که اقای گوهری غلط را بکار بردند ...<br />ماموندیم که کدوم درسته ...<br />لطف کنید اطلاعات درست به ما بی سوادا بدین . ممنون</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":32267,"authorName":"ناشناس","authorUrl":"","commentDate":"2014-04-03T03:41:52","htmlComment":"<p>\"عجیب و غریب\" درسته. \"قریب\" یعنی \"نزدیک\".</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":32268,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2014-04-03T03:47:20","htmlComment":"<p>رضای گرامی حمید رضا گوهری استاد همه ماست .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":34550,"authorName":"مرتضی مولوی","authorUrl":"","commentDate":"2014-10-19T18:35:47","htmlComment":"<p>...در بین غزلیات حافظ این غزل از معدود غزلهایی است که میشه گفت علاوه بر وحدتی که نهان و درون فرم غزل در بین تمامی ابیات جای گرفته یک وحدت رو و به قول معروف وحدت موضوعی وجود داره...<br />شفیع کدکنی جایی میخوندم که گفته بود اینکه ابیات یک غزل با همدیگر مرتبط نیست در دیوان حافظ، عیب نیست و حتی یک شاعر امریکایی با کشف این فرم ، این فرم رو مهم تلقی کرده و اساس کارش قرار داده...<br />در این شعر هم با شروع عیب جویی حافظ از زاهدی که با لباس زهد و گفته های خشک اندرزگونه‌اش دست به عیب جویی از مردمان میزنه، و گویی این غزل توضیح شماتت بار حافظ به یک کودک(حافظ به طور رندانه ای زاهد رو به سان کودکی که از دایره خود تخطی و تجاوز کرده شماتت میکنه) نادانه که تنها در خلوتی که خودش برگزیده  دست به نظریه پردازی و به قول معروف فتوا صادر کردن میزنه...<br />اشعار شاهکار حافظ غامض و سخت اند و این به اعتقاد من از جمله شاهکار های حافظه که از قضا مضمونی ساده و اشکار داره و  نمیدونم چرا دست به توضیحی چنین بیهوده بر این غزل شیرین زدم...</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":34555,"authorName":"امین کیخا","authorUrl":"","commentDate":"2014-10-19T21:47:33","htmlComment":"<p>درود به مرتضی مولوی بزرگوار <br />چنانکه شما می دانید و در نوشته تان آشکار است سخن شاخه شاخه آوردن و از موضوع داستان بیرون رفتن و باز گشتن را در عربی افتنان یا استطراد می گویند که یک زیبایی در هنر بدیع است . برای نمونه نوشته های عربی که افتنان یا استطراد دارد باید از جاحظ نام برد که نویسنده ی پر کار بسره ای است ( بصره -بسره ) که نوشتارش آموده و مزین به این هنر بدیعی است .<br />برای اینکه از پارسی هم چیزی گفته باشم .به پارسی شاخه چند واژه دارد که به شما هدیه می دهم یکی ازگ و آزغ و نیز لاغ که دو واژه دور از ذهن  ولی نژاده هستند .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"daf486d1-009f-4cd4-6a24-08d9c24d89b3","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":5623,"authorName":"سهیل","authorUrl":"","commentDate":"2015-01-07T10:52:48","htmlComment":"<p>آقای حمید رضا گوهری متوجه این هستیم که شما شعر دوست هستید ولی نصیحت و سخن طعن آمیز بغیر از آزار و دلخراشیدن سود دیگری ندارد. فکر میکنم که حافظ این بیتها را برای شما گفته باشد :<br />عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت <br /> که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت<br />و همچنین:<br />مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن<br />که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":9155,"authorName":"جلال","authorUrl":"","commentDate":"2015-03-20T15:32:36","htmlComment":"<p>از بیت سوم به وحدت وجود تعبیر میشه و یعنی اینکه خدا در عین وحدت ، در بین همه ی موجودات و اشیا و ... کثرت دارد</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":9279,"authorName":"سیدحسین طاهری","authorUrl":"","commentDate":"2015-03-29T14:01:43","htmlComment":"<p>عزیزان سلام<br />چه خوب است که به اصل شعر توجه کنیم و کاری به ریزه بینی در کلمات نداشته باشیم<br />آخر دیوان حافط قرآن نیست که بگوییم غلط شده است <br />با عرض پوزش از گستاخی این حقیر</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"c7be454d-670b-4573-6f6e-08dc98cff446","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":9102,"authorName":"کمال","authorUrl":"","commentDate":"2015-06-08T21:44:39","htmlComment":"<p>باسلام ودرودبه دوستان <br />یک فال دررابطه با این ،،<br />غزل لازم میدانم درج کنم،<br />که:<br />دلت ازکسی پراست در<br />مساءلی که مربوط به آن نمشوداظهارنظر<br />میکندوباعث رنجش تومیشوداوبسیاربه،،<br />زندگی توحساس میباشد،سعی کنیدخودرا<br />نگران نکنیدوازغم وغصه بپرهیزیدوبدانید<br />اگراشتباهی ازشماسربزنددربرابرخداوند،،،<br />بزرگ مسءول هستید،درپایان آنچه برخود<br />نمی پسندی بردیگران نیزمپسند،<br />خداوندنگهدارتاننننننننن.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":9103,"authorName":"کمال","authorUrl":"","commentDate":"2015-06-08T22:31:21","htmlComment":"<p>باسلام وشب بخیربه دلیرمردان پاک سرشت نه شیطت طنین،<br />باری یک فال رودررابطه بااین غزل لا زم میدانم دراین ساعت درج<br />کنم وفال مذکور،:<br />دلت ازکسی پراست در<br />مساءلی که مربوط به آن نمیشوداظهارنظر<br />میکندوباعث رنجش تومیشوداوبسیاربه،،،<br />زندگی توحساس میباشد،سعی کنیدخود،<br />رانگران نکنیدوازغم وغصه بپرهیزیدوبدانید<br />اگراشتباهی ازشماسربزنددربرابرخداوند،،،،<br />بزرگ مسءول هستید،درپایان آنچه برخود<br />نمی پسندی بردیگران نیزمپسند.<br />دست ،حق نگدارتان،،،،،،،،،،بدرود</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3611,"authorName":"روفیا","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T17:09:25","htmlComment":"<p>عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت<br />که گناه دگری بر تو نخواهند نبشت<br />از استاد اندیشمندی آموختم که حافظ بیش از دگران به مقوله گناه پرداخته و جایگاه ویژه آن در رشد آدمی به سوی کمال را بررسی کرده است. <br />ایشان فرمودند واژه گناه واژه ای پارسی بوده و از پارسی به عربی مهاجرت کرده و در قرآن هم که آمده است :<br />لا جناح علیکم آن طلقتم النساء<br />در واقع معرب واژه پارسی گناه به کار رفته است!<br />آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی<br />اینست که امسال عرب وار بر آمد</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3614,"authorName":"Hamishe bidar","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T18:33:29","htmlComment":"<p>یکی از بزرگترین فلاسفه بعد از مرحوم ملا صدرا و دو شاگردانش فیض و فیاض که  داماد وی هم بودند، مرحوم حاج ملا هادی سبزواری است که شاعر خوبی هم بوده. البته ایشان در شعر هر چند در حد حافظ نبود ولی عمق اشعار آن مرحوم هم بسیار ژرف هستند. این شعر حافظ حقیر را به یاد این غزل از آن مرحوم می اندازد.<br />ملا هادی سبزواری می فرماید:<br />چون دست قضا رشته اعمار برشت<br />بگسیختنش خامهٔ تقدیر نوشت<br />از حکم ازل نه رسته برناونه پیر<br />وز دام اجل نجسته زیباونه زشت<br />افشاند در این مزرعه هر کس تخمی<br />ناچار بباید دِرَوَد حاصِل کشت<br />امروز بپای خم می سر مستی<br />فرداست که بر تارک خم باشی خشت<br />یکچند اگر گسیخت پیوند ازل<br />در عاقبت انجام بآغاز سرشت<br />بردار دل ار چه مُلک دارا داری<br />کین دار فنا بباید از دست بهشت<br />برگشت باو هرچه از او گشت پدید<br />گر ز اهل کلیسیاست و از اهل کنشت<br />با دوستی پنج تن از کاخ سپنج<br />اسرار رواین پنج به از هشت بهشت</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3616,"authorName":"Hamishe bidar","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T18:53:02","htmlComment":"<p>حافظ معروف است به اینکه هیچ وقت یک کلمه را در یک بیت دو بار استفاده نمیکند مگر به دو معنی متفاوت که این کمال قدرت بیان ایشان را نشان میدهد: مثال:<br />زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم<br />ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم<br />حال سؤال حقیر:<br />سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />\"خشت\" اول معنی \"آجر خام\" میدهد، معنی \"خشت\" دوم چیست؟<br />پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت<br />معنی \"بهشت\" اول \"پردیس\" است؛ درست؟<br />معنی \"بهشت\" دوم \"از دست بداد\" است یا چه معنی دارد؟</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[{"id":124941,"authorName":"لیلة حافط","authorUrl":null,"commentDate":"2024-10-02T11:35:19.2252223","htmlComment":"<p>خشت در میکده به معنی در خم است.&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":3616,"userId":"0d41aa57-d4ab-441b-9889-08dce1e79228","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3617,"authorName":"روفیا","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T19:35:19","htmlComment":"<p>درود همیشه بیدار گرامی<br />پاسخ پرسش نخست تان را نمیدانم. <br />ولی گمان میکنم بهشت دوم از مصدر هشتن به معنای وانهادن است. <br />از دست دادن به معنای lose عملی ناخواسته است به سبب سهل انگاری. ولی هشتن به معنای drop عملی خود خواسته و آگاهانه است. <br />همان که پدرمان انجام داد. وقتی که به وسوسه حوا جانش تن داد و از آن سیب یا گندم کذایی میل نمود دقیقا می دانست دارد چه میکند و با این وجود بهشت را وانهاد! <br />پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت<br />ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3601,"authorName":"روفیا","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T19:37:41","htmlComment":"<p>راستی ای دوست<br />این همیشه بیداریتان از جنس insomnia است یا از جنس awakening ؟؟</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3600,"authorName":"سیاوش بابکان","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T20:42:39","htmlComment":"<p>همیشه بیدار،<br />امیدوارم بیداری باشد و نه بی خوابی،<br />دو دیگر خشت به گمانم بطور عام مانای آجر نیز دارد ، چه خشت خام داریم  ، آجر خام نداریم <br />( آنچه در آیینه جوان بیند<br />پیر در خشت خام آن بیند)<br /> در مصراع نخست مراد از خشت درگاه  میکده است ، و در بخش دوم مراد خشتی است که گویا زیر سر مردگان مینهند. <br />و  بر سر خشت رفتن ،که داستان زادن است.<br /> خشت بر دریا زدن ، بر آب زدن و.....</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3589,"authorName":"Hamishe bidar","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T20:48:08","htmlComment":"<p>بانو روفیای گرامی: از شما ممنونم پس بهشت به معنی هشتن است، خیلی ممنون. <br />در باره اسم سؤال دقیقی فرمودید: جواب این است که از جنس awakening البته این یک آرزو است و fact نیست</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3585,"authorName":"Hamishe bidar","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T21:19:56","htmlComment":"<p>لغت نامه دهخدا<br />خشت . [ خ ِ ] (اِ) آجر خام و ناپخته . (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). پاره ای گل که آن را در قالبی ریزند و چون شکل قالب بخود گرفت قالب را از آن خارج کنند وسپس آن پاره گل ، شکل قالب گرفته ، را در آفتاب گذارند تا خشک شود و بعد آن را در ساختمانها بکار برند. می گویند خشت بهتر از آجر عایق گرما و صدا است . این پاره گل را گاه به جای «خشت « »خشت خام » نیز می گویند و چون خشت خام را بپزند آجر میشود. لَبِن : <br />مغ از نشاط سبدچین که مست خواهد شد<br />کند برابر چرخشت خشت بالینا.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3592,"authorName":"سیاوش بابکان","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-06T23:33:20","htmlComment":"<p>سر تسلیم من و خشت در میکده ها ، اگر به مانای  سر سپردگی به پیر مغان باشد، که به گمانم چنین است ، خشت به مانای عام است  و به یقین خشت خام نیست ( چه حتا خرد خام به می خانه می برند از برای پختگی) وگر خشت تنها خام است نیازی به افزودن  صفت خام نیست <br /> مگر که مردن بر در میخانه  مراد شاعر بوده است . که باتوجه به حال و هوای غزل دور می نماید<br /> و اما به عنوان یک شکل هندسی نیز باید این واژه را از نظر دور نداشت  ، بر ورق بازی و  در شلوار کسان و آنچه با آن میکنند حریفان.<br /> و از شوخہ گذشته اگر درگاه میخانه  پا توغ خواجه از خشت (خام)  بوده است با رفت و آمدهای پی در پی حافظ  خیلی زود از میان رفته  نه از خشت نشانی می مانده است نه از خشت نشان.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3597,"authorName":"بی سواد","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-07T01:26:18","htmlComment":"<p>بیدار همیشگی،<br />در همان دهخدا در معنی خشت هم چنین آمده است:<br />بعضی از شواهدی که برای خشت یعنی خشت خام آمد، برای خشت به معنی آجر نیز قابل انطباق باشد.<br />ناظم الاطبا.<br />هر چیز چهارگوشه کلان  از سیم و زر و ......<br />درخشیدن تیغ و ژوبین و خشت<br />تو گفتی به زر اندر، آهن سرشت      فردوسی<br />و خشت اول گر نهد معمار کج...    ناگته پیداست خشت اول خشت خام نمی تواند باشد</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3658,"authorName":"Hamishe bidar","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-07T15:03:52","htmlComment":"<p>یعنی معنی خشت اول شد خشت خامی که میشناسیم. تکلیف دومی چه شد؟ گو سر و خشت یعنی چه؟ یعنی بگو برو بمیر؟ یعنی بگو برو سرت به خشت بخورد؟ اگر این باشد معنی همان خشت را میدهد که شنیدم حافظ از به کار بردن یک کلمه بیش از یک بار در یک بیت اجتناب میکند.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3641,"authorName":"سیاوش بابکان","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-07T15:29:40","htmlComment":"<p>جناب بیدار ،<br /> همین گونه است که میفرمایید، خشت مصرع نخست  در گاه میخانه است و آن دیگری خشتی که سر مردگان بر آن می نهند.<br />بی توجه به خام و پختگی<br /> و بزرگ حکیم ، فردوسی می فرماید:<br />سپهر بلند ار کشد زین تو<br />سرانجام، خشت است بالین تو<br />زندگیتان دراز و روزگارتان به کام باد<br />( در باره عربی نویسی برخی از نا گنجوریان به همین بسنده کنیم که گنجور جایگاه  سخن سرایان پارسی گوی است. و عاقل یکف....)</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":3640,"authorName":"Hamishe bidar","authorUrl":"","commentDate":"2015-12-07T15:55:40","htmlComment":"<p>دم شما گرم بزرگوار. پس اولی یعنی سر تسلیم فرود آوردن و دومی یعنی مردن.<br />دوست گرامی:  در باره حرف شما \" که گنجور جایگاه سخن سرایان پارسی گوی است\" باید بگویم که خود همین سخن سرایان پارسی گوی خیلی زیاد عربی گفتن و نوشتند.<br />اشعار حافظ، سعدی و مولانا پر از ابیات عربی است. این ابیات و واژه ها آنقدر هستند که اگر کسی عربی بلد نباشد آن ابیات را نمیفهمد.<br /> باعث افتخار من میبود اگر بعد از زبان آلمانی، اینگلیسی، فرانسه و فارسی زبان عربی را به اندازه حرف زدن بلد بودم. <br />اگر کسی بخواهد همه واژه ها و کلمات عربی را از گنجور بردارد که گنجوری باقی نمیماند دوست گرامی!</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":16094,"authorName":"همیشه بیدار","authorUrl":"","commentDate":"2016-01-29T09:57:47","htmlComment":"<p>آیا آفرینش آسمان و زمین و ارزاق ، در شش روز است یا هشت روز!؟<br />پرسش<br />قرآن می گوید: آفرینش آسمان ها و زمین چند روز طول کشید؟ پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید (56) سورة الأعراف پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش آفرید (3) سوره یونس همان (خدایی) که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو وجود دارد، در شش روز آفرید(59) سورة الفرقان او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید(7) سورة هود آیات فوق صراحتا گویای آن است که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز خلق فرمود. اما مطابق آیات زیر:<br />ءبگو آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرارمی‏دهید؟! (9)سورة فصلت او در زمین کوه‏های استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و مواد غذایی آن را مقدر فرمود، ء اینها همه در چهار روز بودء درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان! (10)سورة فصلت سپس به آفرینش آسمان پرداخت، ... در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید... (11و 12 ) سورة فصلت خوب حالا به محاسبه بپردازیم: 2 روز (برای آفرینش زمین) + 4 روز( برای آفرینش برکات) + 2 روز (برای آفرینش آسمان ها) = 8 روز ، و نه 6 روز نتیجه: 6 = 8 ؟! مشکل از کجاست؟ از معجزه محمّدبن عبدالله یا از ریاضیات؟<br /><br />پاسخ<br />در ابتدای پاسخ مناسب است نگاهی به آیات مورد مناقشه بیاندازیم:<br />الأعراف، 54: إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّةِ أَیَّامٍ : پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [شش دوران‏] آفرید .<br />الفصلت، 9: قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ الْأَرْضَ فی‏ یَوْمَیْنِ : بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید.<br />الفصلت، 10: وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی‏ أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلین‏ : او در زمین کوه‏های استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و موادّ غذایی آن را مقدّر فرمود،ء اینها همه در چهار روز بودء درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان!<br />الفصلت ، 12: فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی‏ یَوْمَیْنِ : در این هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید.[1]<br />روز از نظر قرآن<br />مراد از کلمه « یوم » در آیات مورد بحث پاره‏ای از زمان است ، نه روز به معنای معمولی و معهود ذهن ما ، چون روز از نظر ما ساکنان زمین عبارت است از مقدار حرکت کره زمین به دور خودش ، که یک دور آن را یک روز و یا به عبارتی؛ یک شبانه روز می‏نامیم، اطلاق روز بر پاره‏ای از زمان بسیار شایع است، از آن جمله کلام خدا است که می‏فرماید:\" ما این ایام را در بین مردم جابجا می‏کنیم\".[2] و نیز می‏فرماید:\" پس آیا در انتظار آنند که همان ایامی که امت‏های گذشته داشتند داشته باشند[3]\"، و امثال این موارد که ایام در پاره‏ای از زمان اطلاق شده است.»[4] اما باید توجه داشت که اگرچه روز به این معنا است ولی اشکال با آن مرتفع نمی شود لذا به این سؤال باید جواب داده شود.<br />تقدیر روزی زمین در چهار روز:<br />سؤال این است؟ چگونه در آیات فوق(سوره فصلت) آفرینش زمین را در دو روز، و کوه‏ها و برکات و غذاها در چهار روز، و در دنباله این آیات، آفرینش آسمانها را نیز در دو روز ذکر کرده که مجموعا هشت روز می‏شود؟ در حالی که در آیات فراوانی از قرآن مجید آفرینش آسمانها و زمین مجموعا در شش روز، یا به تعبیر دیگر در شش دوران، بیان شده است .[5]<br />مفسران در پاسخ این سؤال راههایی را انتخاب کردند:<br />راه اول که مشهور و معروف است اینکه: آنجا که می‏گوید: \"اربعة ایام\" (چهار روز) منظور تتمه چهار روز است، به این ترتیب در دو روز اول از این چهار روز زمین آفریده شد، و در دو روز بعد سایر خصوصیات زمین، به اضافه خلقت آسمانها در دو روز مجموعا شش روز (شش دوران) می‏شود.<br />نظیر این تعبیر در زبان عرب و تعبیرات فارسی نیز وجود دارد که فی المثل گفته می‏شود: از اینجا تا مکه ده روز طول می‏کشد، و تا مدینه پانزده روز، یعنی پنج روز فاصله مکه و مدینه است و ده روز فاصله اینجا تا مکه، البته اگر آیات متعدد آفرینش در شش روز نبود چنین تفسیری پذیرفته نمی‏شد، ولی از آنجا که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می‏کنند، و قرینه یکدیگر می‏شوند، تفسیر بالا بخوبی قابل قبول است.<br />راه دیگری که تعداد کمی از مفسران آن را انتخاب کرده‏اند این است که:<br />اربعة ایام (چهار روز) مربوط به آغاز خلقت نیست بلکه اشاره به فصول چهارگانه سال است که مبدء پیدایش ارزاق و پرورش مواد غذایی انسانها و حیوانات است.[6]<br />راه سوم: درباره رزق و روزی، واژه \"قدّر\" به کار برده شده است، در حالی که درباره خلقت آسمان و زمین واژه \"خلق\" به کار گرفته شده است. یعنی این چهار روز تقدیر ارزاق است نه خلقت آن. با این بیان شاید اصل اشکال به کلی از بین برود؛ زیرا اشکال جایی است که ایام تقدیر روزی را در ردیف خلقت بیاوریم (همان طور که کاربر انجام داده است)، در غیر این صورت، اشکال از اصل زائل می شود.<br />با توجه به مطالب یاد شده «ایامی که در این آیات برای خلقت آسمانها و زمین آمده، چهار روز است دو روز برای خلقت زمین، و دو روز برای به پا داشتن آسمان های هفت گانه، بعد از آنکه دود بود و اما ایامی که در آن روزی ها درست شده ایام تقدیر آنها است، نه خلقت روزی ها ، و آنچه که در کلام خدا مکرر آمده این است که خدا آسمانها و زمین را در شش روز آفریده، نه مجموع خلق و تقدیر روزی را.»[7]<br />بنابراین نه مشکلی در معجزه آن حضرت وجود دارد و نه در ریاضیات !! بلکه مشکل از این است که بدون اینکه در علمی تخصص داشته باشیم و بدون اینکه به متخصص آن رجوع نماییم ، قضاوتی در مورد آن داشته باشیم.<br />[1] مکارم شیرازی ناصر، ترجمه قرآن(مکارم)، دار القرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی) ء قم، چاپ دوم، 1373 ش.<br />[2] آل عمران، 140.<br />[3] یونس، 102.<br />[4] طباطبایی سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 17 ، ص 362 و 363 ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‏ی مدرسین حوزه علمیه قم ء قم، چاپ پنجم، 1417 ق.<br />[5] اعراف، 54.<br />[6] مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه،ج20،ص225.<br />[7] طباطبایی سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، همان ، ج 17 ، ص 363 و 364 .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[{"id":124506,"authorName":"Hsyn Frhng","authorUrl":null,"commentDate":"2024-09-09T23:23:55.5032507","htmlComment":"<p>ماله کشان یعنی کسانی که ماله میکشن ... چقدر شما تفسیر دروغ میکنید یوم به معنای پاره ای از زمان هست بابا یوم یعنی روز معنایی من دراوردی میکنین چرا ...</p>","publishStatus":"","inReplyToId":16094,"userId":"3f538513-7a64-4940-231f-08dcc344252a","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":16095,"authorName":"همیشه بیدار","authorUrl":"","commentDate":"2016-01-29T10:20:13","htmlComment":"<p>زانک از قرآن بسی گمره شدند<br />زان رسن قومی درون چه شدند<br />مر رسن را نیست جرمی ای عنود<br />چون ترا سودای سربالا نبود<br />کسی که فقط در قرآن  در پی تناقض میگردد و کوبیدن کلام خداوند را در سر دارد معلوم است که گمراه میشود.<br />چون پری را ایـن دم و قانــون بــود<br />کردگــار آن پــری را چــون بود <br />گرچه قرآن از لـب پــیغمـبر اســت<br />هر که گوید حق نگفته کافر است <br />در بشر \"روپوش\" کرده است آفتاب<br />فــهم کـن والله اعلــم بـالصــّواب</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":15753,"authorName":"رضا پناهی","authorUrl":"","commentDate":"2016-02-08T14:40:20","htmlComment":"<p>درباره بیت ششم و دوبار بکار بردن لغات هم شکل\"بهشت\"، عرض شود که ما در افغانستان یعنی در زبان فارسی دری مصدر \"هشتن\" با تلفظ \"اِشتن\"(بدون \"ه\") به معنای رها کردن و زمین گذاشتن داریم.<br />اگر تلفظ به همین صورت یعنی بدون تلفظ \"ه\" باشد، قافیه ها آهنگین تر خواهد بود.<br />با سپاس</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":19587,"authorName":"محمد جواد مولوی","authorUrl":"","commentDate":"2016-04-07T00:24:55","htmlComment":"<p>درود بر همه ی  ناقدان وسخنوران عزیز.<br />من باب جسارت:<br />در بیت آخر آیا روز ازل نباید که اجل آمده.<br />خطا در نوشتار است یا در پندار من؟</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":19826,"authorName":"دوست","authorUrl":"","commentDate":"2016-04-10T18:27:13","htmlComment":"<p>1- هشت از مصدر هشتن و به معنی ترک کردن و رها نمودن است.<br />2-در بیت چهارم به جای خشت اول ، خاک آمده و این واژه مناسبتش با سر بر خاک نهادن قابل توجیه است ومقبول طبع و خشت دوم همان خشت خام است که بر لحد گور نهند . و کنایه از کسی است که لایق مردن است . هرچند که در معنی ساده خشت یا مجازا خاک باشد نیز دور از نظر نیست؛در این صورت چیزی است معادل خاک بر سر آن مدعی که....... باد. <br />3- بیت آخر نیز اجل صحیح است نه ازل و در معنی مرگ است.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":69786,"authorName":"علی","authorUrl":"","commentDate":"2017-02-14T18:43:27","htmlComment":"<p>با عرض پوزش خدمت بزرگان در صورت وجود کج فهمی در برداشت این جانب . آیا ممکن است منظور از خشت دوم مهر نماز باشد</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":69788,"authorName":"مهناز ، س","authorUrl":"","commentDate":"2017-02-14T19:05:21","htmlComment":"<p>گرامی علی خان<br />سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />خشت مصرع دوم به مانای خشتِ قبر {گور } است <br />میگوید' اگر فهم نمی کند برود بمیرد . <br />مانا باشید</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":69790,"authorName":"نادر..","authorUrl":"","commentDate":"2017-02-14T19:52:20","htmlComment":"<p>درود بر دوستان عزیزم<br />در مصرع فوق، \"و\" مفهوم برابری را می رساند به دلیل عدم فهم سخن:<br />سری همانند خشت ..</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":69794,"authorName":"nabavar","authorUrl":"","commentDate":"2017-02-14T21:33:19","htmlComment":"<p>تا به حال نشنیده بودم سر را با خشت مقایسه کنند<br />ولی به قول خیام :<br />از تن چو برفت جان پاک من و تو<br />خشتی دو نهند بر مغاک من و تو<br />و آنگاه برای خشت گور دگران<br />در کالبدی کشند خاک من و تو<br />از نادر..عزیز ممنونم ولی.  نظر مهناز بانو را می پسندم <br />پایدار باشید</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"324583ea-8b59-4bac-2898-08d91e912ac2","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":69691,"authorName":"عارضی","authorUrl":"","commentDate":"2017-02-15T14:00:25","htmlComment":"<p>سر تسلیم من و خشت در میکده ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />سر(اول)= کلّه آدمی<br />سر(دوم)= کار(مثل سر و کار)<br />خشت(اول)= آجر(دراینجا فارغ از صفت پخته یا خام بودن)<br />خشت(دوم)= بیهوده(آب در خشت زدن کنایه از کار بیهوده کردن)<br />گو= گویا، مثل اینکه<br />حاصل بیت=اگر در میکده سر بر خشت می نهم(سجده میکنم)و مدعی (کسی که به ناروا ادعای فهم و دانش میکند)گر نکند فهم سخن (به منظور اصلی من از این عمل پی نبرد) گو سر و خشت(مثل اینکه کار بیهوده ای انجام داده ای)البته در این بیت و بیت آخر برخلاف بقیه مخاطب خود اوست<br />درخشیدن تیغ و ژوبین و خشت<br />تو گویی که زر اندر آهن سرشت<br />اینجا خشت به معنی نیزه کوچک</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":72373,"authorName":"امید","authorUrl":"","commentDate":"2017-05-15T19:39:56","htmlComment":"<p>با تشکر از شما جناب حمید رضا گوهری<br />اما واژه‌ی \"عجیب و قریب\" شما اشتباهی فاحش است که بی‌گمان \"غریب\" صحیح می‌باشد.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":62562,"authorName":"یاسان","authorUrl":"","commentDate":"2017-09-06T15:06:04","htmlComment":"<p>جناب امین کیخا Iconoclast را معادل «رند» در زبان فارسی یا به عبارت دقیقتر در شعر حافظ میدانند حال آنکه Iconoclast (به معنای شمایل‌شکنی، آیکون‌شکنی، یا بت‌شکنی) به حرکتی مذهبی برای از بین بردن شمایل و تصاویر مذهبی توسط معتقدان به خود آن مذهب گفته می‌شود. در مسیحیت ارتدکس شرقی و پروتستانیزم به مخالفان پرستش شمایل Iconoclast میگویند.  حال آنکه رند به معنای «حیله‌گر و زیرک و غدار» است که در شعر حافظ کنایه از شخص عارف به معنی و طناز است.  یکی از دلایلی که شعر حافظ را غیر قابل ترجمه میکند نبودن معادل‌های کافی در زبانهای دیگر برای چنین اصطلاحاتی است</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"ac7af6c4-b89a-4931-8743-08da8af248f6","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":63488,"authorName":"اسماعیل اسدی ده میراحمدی","authorUrl":"","commentDate":"2017-09-18T00:33:15","htmlComment":"<p>سلام دوستان ، روفیا جان کاملا درسته بهشت دوم یعنی وا نهادن هنوزم لر زبانان از جمله حقیر از این واژه استفاده میکنیم <br />سپاس از همه عزیزان</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":63489,"authorName":"اسماعیل اسدی ده میراحمدی","authorUrl":"","commentDate":"2017-09-18T00:38:06","htmlComment":"<p>و غریب درسته چون قریب یعنی نزدیکی<br />نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطر قربت ، دل نهادم ب صبوری ک جز این چاره ندانم</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":63781,"authorName":"پویا پازوکی","authorUrl":"","commentDate":"2017-09-20T16:07:56","htmlComment":"<p>با سخن آقای گوهری نیک موافقم که فرموده اند در مصرع الزاماً چه به تبعیت از اوزان شعری و چه به تبعیت از گفتار، به یک حرف ربطی به مثابه اسامی اشاره یا کلمه ای تک هجایی مرتبط با معنا نیاز است. هر چند که با تصحیح قزوینی مطابقت داده شد.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":63235,"authorName":"جمشید پیمان","authorUrl":"","commentDate":"2017-09-27T19:14:05","htmlComment":"<p>انتخاب از من و از توست، چه دوزخ چه بهشت<br />آخرِ کارِ کس از روز ازل حق ننوشت<br />مایه ی نیک و بدِ من همه از من باشد<br />هر کسی آن درَوَد غاقبت کار که کشت! (حافظ)<br />خوشه چین گشتی و از بختِ خودت نالانی<br />دانه و آب و زمین بود، نرفتی سرِ کشت<br />مایه ی ساختن از بهر همه یک سان است<br />مسجد و میکده سازند از آن یا که کنشت<br />زاهدی؟باش،ولی پای برون آر زِ پوزار کسان<br />پیله کم کن که حریف تو چه بگسست و چه رِشت<br />کفر و ایمان کسی را که به نامت نزنند <br />نکنی فهم گر این نکته،بگویم سر و خشت!<br />من و میخانه و جامی که به دوزخ بَرَدَم<br />زمزم و کعبه تو را باشد و شش دانگِ بهشت<br />«شعر از: جمشید پیمان»</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"521a5b0a-09f5-40e3-7660-08da37bbd844","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":63185,"authorName":"امیر نوروز","authorUrl":"","commentDate":"2017-09-30T19:28:09","htmlComment":"<p>برخی پرسیده اند منظور از خشت در گو سر و خشت چیست، منظور این است که اگر مدعی مطلب را نمی فهمد مثل این که سرش مانند خشت است یعنی قدرت فهم ندارد</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":67336,"authorName":"تماشاگه راز","authorUrl":"","commentDate":"2017-11-18T15:47:12","htmlComment":"<p>شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان<br />این غزل را حافظ در استقبال غزل خواجو سروده<br /><br />خواجو‌کرمانی:<br />منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت<br />سجده گه گر به نیاز است چه مسجد چه کنشت<br /> و از آنجا که اعمال و رفتا رو تنقیدات ناهنجار و زشت زاهدان قشری، این عارف دریادل و بصیر را همیشه در حالت اعتراض و مقابله با آنها نگاه می‌داشته، تاروپود این غزل را هم با جوهر افکار وعقاید خود منقش و غزلی را ساخته و پرداخته که به صورت مجموع و یکجا و دربست به حالت ضرب‌‌المثل درآمده است. و در مواردی که سخن و کلام اقتضا کند از طرف گوینده به عنوان شاهد کلام خوانده می‌شود و این شیرینکاری از نوادری است که ریشه در صدق و اصالت نظریه و گفتار شاعر دارد.<br />1- بیت اول تلمیح است به آیه شریفه 164 سوره انعام و موارد مشابه به آن:(… وَلاتکْسِبُ کُلَّ نَفْسٍ اِلا عَلَیْها وَلاتَزِرُ وازِرَهً وِزَرً اُخْری…) یعنی هیچ کس کاری جز بر ضرر خویش نمی‌کند و هیچ باربرداری بار دیگری را برنمی‌دارد… و حافظ شروع غزل را طنز و تعریض در به کاربردن ترکیب وصفی پاکیزه سرشت! برای زاهد شروع و حاصل اعتراض خود را به آیه شریفه مذکوره بالا متکی می‌سازد و به دنبال مطلب در بیت دوم به او می‌گوید: تو برو و خود را نگاه کن و در فکر اعمال خود باش که هرکسی کشته خود را می‌درود. توضیحاً کلمه (باش) مصطلح زبان محاوره و معنای آن (تماشا کن) می‌باشد. بطور مثال گفته می‌شود: این را باش. یعنی این را نگاه کن. و منظور شاعر این است که ای زاهد پاکیزه سرشت!! به کار مردم چه کاری داری؟ به اعمال خود بنگر. این مضمون را قبل از حافظ، نظامی گنجوی درشرفنامه چنین آورده است:<br />اگر نیکم وگر بدم درسرشت<br />قضای تو این نقش در من نوشت<br />در بیت سوم، شاعر به منظور ذکر دلیل و تفهیم زاهد می‌فرماید: هر کسی در هر حالی که هست چه هشیار و چه مست درصدد دسترسی به محبوب خود بوده و مکان راز و نیازا یعنی مسجد یا کلیسا چندان در نفس امر ذی‌ مدخل نیست. و در بیت چهارم درثابت قدمی به عقیده خود ابرام نموده و به مدعی یا زاهد پاکیزه سرشت! می‌گوید اگر معنی کلام مرا نفهمیدی برو بمیر و سرت را به خشت لحد بگذار.<br />در بیت پنجم این غزل که به عقیده این بنده درجای مناسب خود قرار ندارد شاعر خطاب به زاهد می‌فرماید نخواسته باش که با برداشت غلط خود از شریعت مرا از لطف پروردگار نومیدسازی و تو با چه معیار و مقیاسی خوبی و بدی را می‌سنجی و چه اطلاعی را نحوه رفتار پرودگار در پس پرده روز حساب داری که چنین پیش داوری می‌کنی؟ بعد در بیت ششم حال خود را با آدم ابوالبشر مقایسه کرده و خود را مجبور می‌داند نه مختار و غزل را با طنز زیبایی به پایان می‌برد. حافظ درمقطع غزل می‌گوید: ای حافظ هر زمان خواستی بمیری سری به خرابات زده جامی بنوش و مطمئن باش که بدون عذاب فشار قبر و حشر و نشر و سؤال موقعی که سراز خمار مستی برداشتی مشاهده می‌کنی که در بهشت هستی.<br />***</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"66424e3e-f388-4c74-0e71-08d9289a3778","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":67191,"authorName":"شاهین","authorUrl":"","commentDate":"2017-11-21T14:26:45","htmlComment":"<p>با درود فراوان ،توصیه میشود سرایش این غزل بی بدیل را از زبان شیوای دکتر ولایتی، که در یک برنامه ی زنده ی تلویزیونی اظهار فضل نموده اند، بشنوید تا پاسخ تمام سوالات و مجهولات فکریتان را در این باب دریابید....</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[{"id":124507,"authorName":"Hsyn Frhng","authorUrl":null,"commentDate":"2024-09-09T23:33:32.3997074","htmlComment":"<p>\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE00\uD83D\uDE03\uD83D\uDE03\uD83D\uDE03\uD83D\uDE03\uD83D\uDE04\uD83D\uDE04</p>","publishStatus":"","inReplyToId":67191,"userId":"3f538513-7a64-4940-231f-08dcc344252a","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":79507,"authorName":"محمد تقوی رفسنجانی","authorUrl":"","commentDate":"2018-01-25T21:44:37","htmlComment":"<p>سلام   مصرع دوم بیت پنجم بدین صورت اصلاح میشود:<br />نا امیدم مکن از سابقهٔ لطف ازل<br />            تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت<br />بیت هفتم:<br />بر عمل تکیه مکن خواجه که در روز ازل<br />           تو چه دانی قلم صنع به نامت چه نوشت<br />و بیت هشتم:<br />باغ  فردوس لطیف است ولیکن زنهار<br />         تو غنیمت شمر این سایهٔ بید و لب کشت<br />حذف اینگونه ابیات ، دریغ داشتن مردم از هدیه‌های بهشتی حافظ است!</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":83274,"authorName":"رضا","authorUrl":"","commentDate":"2018-05-25T04:14:54","htmlComment":"<p>با سلام   به نظر من شاید در میکده ها کوتاه می ساختند که هنگام ورود به آن مکان بایستی فرد سر خود را خم نماید و تسلیم به همان معنی باشد یا عاریه باشد و در صورتیکه فرد در هنگام ورود سر خود را خم  نکند محققا سرش با خشت بالای درب برخورد می نماید . و در نهایت میتوان گفت افتادگی آموز اگر طالب فیضی  هرگز نخورد آب زمینی که بلند است . با تشکر</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":75329,"authorName":"کبیر","authorUrl":"","commentDate":"2018-09-19T11:17:53","htmlComment":"<p>درسته ای زاهدان به ما چه دارید کار بگزارید در خشم و قضب خداوند بسوزیم به شما چه</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":77482,"authorName":"فرشته","authorUrl":"","commentDate":"2019-01-02T11:46:52","htmlComment":"<p>باسلام. مصرع دوم بیت: سر تسلیم من و خشت در میکده ها/ مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت...سر و خشت  از نظر من ایهام دارد 1- خاک بر سر مدعی باد یا خشت گور و خاک گور قسمتش باد 2 - مدعی اگر باور ندارد یا نمیفهمد بگو بیاید دمِ درِ میکده و خشت را و سرم را ببیند</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":75898,"authorName":"جمشید پیمان","authorUrl":"","commentDate":"2019-01-15T11:39:22","htmlComment":"<p>ایراد های اساسی به افسانه  انتخاب محل دفن پیکر حافظ<br />جمشید پیمان، <br />یک ــ  این افسانه را ادوارد بروان  در کتاب تاریخ ادبیات ایرانش مطرح می کند اما نه به این صورت و با این طول و تفصیل . نه خود اودارد بروان گفته است که این قصّه را از کدام منبع و ماخذ گرفته است و نه تا کنون حافظ پژوهان در این باره سند و مدرک معتبری ارائه کرده اند! ادوارد براون می نویسد : \"...هم از زمان حافظ حکایتی منقول است که در لطائف غیبیه ذکر نشده است و آن این است که چون شاعر وفات یافت، بعضی از تخطئه کنندگان وی مانع از آن شدند که او را در قبرستان دفن کنند. چون در این باب بر آن شدند که از دیوان او فالی برگرفته و هرچه از آن فال حاصل شد، حاکم قضیه باشد؛ دیوان را به تفأل گشودند این بیت مناسب برآمد:<br />قدم دریغ مداراز جنازه حافظ<br />که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت\"<br />می بینید که قصه دروغین رایج نیز با آنچه ادوارد براون گفته است تفاوت های فراوان دارد، حتا شعری که براون به عنوان شاهد آورده است از غزلی دیگر است و ربطی به غزل با مطلع: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت\" ندارد!<br />دو ـــ جامع حافظ ـــ که اسمی از او نیست اما به محمد گل اندام شهرت دارد ـــ در مقدمه ای که بر دیوان حافظ نوشته است با صراحت اشاره می کند که در زمان زندگی حافظ شعر های او مدون نشده بودند و او چند سال پس از مرگ حافظ به جمع آوری آنها پرداخته است!<br />سه ـــ وقتی که شعر های حافظ در زمان خودش از طرف او یا  بوسیله کس دیگری  بصورت مجموعه و یک کتاب تدوین نشده بود، در میان آن غوغای ادوارد بروان ساخته و دیگران بر آن شاخ و برگ افزوده، کتاب حافظ از کجا پیدا شد؟<br />چهار ــ بر فرض محال که چنین غوغائی بر سر محل تدفین حافظ در گرفته بود. آیا این منطقی  و باور پذیر است که مخالفان حافظ که او را تکفیر کرده و به هیچ روی او را قبول نداشته اند برای تعیین محل  تدفینش به شعر های او متوسل شوند؟ و از خودش که به زعم آنها کافر و نامسلمان است بپرسند که آیا در گورستان مسلمان ها خاکش کنند یا جای دیگر؟<br />پنج ـ اگر حافظ از طرف مفتی شهر تکفیر شده و اجاز دفنش در گورستان مسلمان ها را نمی داده است، چه کسی را یارای آن بوده است که روی فتوای مفتی حرفی مخالف بزند، بویژه که  عوام الناس هم جمع شده بودند تا نگذارند جنازه را به مصلای شیراز ببرند!<br />شش ـــ اگر مفتی شیراز و سایر ملایان حافط را تکفیر کرده بودند، چطور ممکن بود بر اساس نظر خود حافظ ، فتوایشان را بشکنند؟<br />هفت ـــ  هیچ سند و مدرک معتبری مبنی بر تکفیر حافظ چه در زمان حیاتش و چه بعد از وفاتش وجود ندارد. در مقابل اسناد فراوان وجود دارد که نشان می دهد حافظ در درازای زندگی شاعریش یعنی از حدود بیست سالگی تا هنگام مرگ ، اغلب اوقات مورد تعظیم و تکریم بزرگان دین و شاهان انجو و مظفری و مردم شیراز بوده است! او البته برای موقع و مقام شاعریش و اعتبارش نزد شاهان و وزیران  وقت، و نیز مخالفت آشکارش با زاهدان ریائی و دین فروشان و صوفیان دکان دار، مورد حقد و حسد قرار گرفته بود، حتا علیه او سعایت و توطئه هم کرده بودند، اما کسی او را به بی دینی و بد دینی متهم نکرده بود !<br />باری، این افسانه ها نه تنها به مقام و ارزش حافظ نمی افزاید، که باعث گسترش خرافه  می گردد.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"521a5b0a-09f5-40e3-7660-08da37bbd844","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":76119,"authorName":"جمشید پیمان","authorUrl":"","commentDate":"2019-01-15T23:19:04","htmlComment":"<p>با سلام و تشکر فراوان: خواهش می کنم در صور امکان  این متن را که کامل است، جای حاشیه ای که پیش تر( دیروز) فرستادم بگذارید :<br />ایراد های اساسی به افسانه  انتخاب محل دفن پیکر حافظ<br />جمشید پیمان، 12 ـ 01 ـ 2019<br />شما در گوگل بنویسید \" ماجرای خاک سپاری حافظ\"! ده ها سایت را پیدا می کنید که همگی آنها این داستان را ذکر کرده اند:<br />\"ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ … ﺑﺎﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ .ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺮﻣﯿﺨﯿﺰﻧﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯼ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ :ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ – ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ – ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ – ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ – ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ – ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ ……..ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ ﻣﯽ ﺍﻓﮑﻨﻨﺪ . ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ  ﺣﺎﻓﻆ ” ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ ” ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ. <br />منبع : ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮان\"! در بعضی سایت ها هم نوشته اند: منبع؛ تاریخ ادبیات ایران، تالیف ادوارد بروان!!<br />امّا توضیحی مختصر درباره این افسانه سازی:<br />یک ــ این افسانه را ادوارد بروان در کتاب تاریخ ادبیات ایرانش مطرح می کند اما نه به این صورت و با این طول و تفصیل . نه خود اودارد بروان گفته است که این قصّه را از کدام منبع و ماخذ گرفته است و نه تا کنون حافظ پژوهان در این باره سند و مدرک معتبری ارائه کرده اند! ادوارد براون می نویسد : \"...هم از زمان حافظ حکایتی منقول است که در لطائف غیبیه ذکر نشده است و آن این است که چون شاعر وفات یافت، بعضی از تخطئه کنندگان وی مانع از آن شدند که او را در قبرستان دفن کنند. چون در این باب بر آن شدند که از دیوان او فالی برگرفته و هرچه از آن فال حاصل شد، حاکم قضیه باشد؛ دیوان را به تفأل گشودند این بیت مناسب برآمد:<br />قدم دریغ مداراز جنازه حافظ<br />که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت\"( تاریخ ادبیات ایران ص 417 و 418)<br />می بینید که قصه دروغین رایج نیز با آنچه ادوارد براون گفته است تفاوت های فراوان دارد، حتا شعری که براون به عنوان شاهد آورده است از غزلی دیگر است و ربطی به غزل با مطلع: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت\" ندارد!<br />دو ـــ جامع حافظ ـــ که اسمی از او نیست اما به محمد گل اندام شهرت دارد ـــ در مقدمه ای که بر دیوان حافظ نوشته است با صراحت اشاره می کند که در زمان زندگی حافظ شعر های او مدون نشده بودند و او چند سال پس از مرگ حافظ به جمع آوری آنها پرداخته است!<br />سه ـــ وقتی که شعر های حافظ در زمان خودش از طرف او یا  بوسیله کس دیگری  بصورت مجموعه و یک کتاب تدوین نشده بود، در میان آن غوغای ادوارد بروان ساخته و دیگران بر آن شاخ و برگ افزوده، کتاب حافظ از کجا پیدا شد؟<br />چهار ــ بر فرض محال که چنین غوغائی بر سر محل تدفین حافظ در گرفته بود. آیا این منطقی  و باور پذیر است که مخالفان حافظ که او را تکفیر کرده و به هیچ روی او را قبول نداشته اند برای تعیین محل  تدفینش به شعر های او متوسل شوند؟ و از خودش که به زعم آنها کافر و نامسلمان است بپرسند که آیا در گورستان مسلمان ها خاکش کنند یا جای دیگر؟<br />پنج ـ اگر حافظ از طرف مفتی شهر تکفیر شده و اجاز دفنش در گورستان مسلمان ها را نمی داده است، چه کسی را یارای آن بوده است که روی فتوای مفتی حرفی مخالف بزند، بویژه که  عوام الناس هم جمع شده بودند تا نگذارند جنازه را به مصلای شیراز ببرند!<br />شش ـــ اگر مفتی شیراز و سایر ملایان حافط را تکفیر کرده بودند، چطور ممکن بود بر اساس نظر خود حافظ ، فتوایشان را بشکنند؟<br />هفت ـــ  هیچ سند و مدرک معتبری مبنی بر تکفیر حافظ چه در زمان حیاتش و چه بعد از وفاتش وجود ندارد. در مقابل اسناد فراوان وجود دارد که نشان می دهد حافظ در درازای زندگی شاعریش یعنی از حدود بیست سالگی تا هنگام مرگ ، اغلب اوقات مورد تعظیم و تکریم بزرگان دین و شاهان انجو و مظفری و مردم شیراز بوده است! او البته برای موقع و مقام شاعریش و اعتبارش نزد شاهان و وزیران  وقت، و نیز مخالفت آشکارش با زاهدان ریائی و دین فروشان و صوفیان دکان دار، مورد حقد و حسد قرار گرفته بود، حتا علیه او سعایت و توطئه هم کرده بودند، اما کسی او را به بی دینی و بد دینی متهم نکرده بود !<br />باری، این افسانه ها نه تنها به مقام و ارزش حافظ نمی افزاید، که باعث گسترش خرافه  می گردد.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"521a5b0a-09f5-40e3-7660-08da37bbd844","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":76056,"authorName":"فرید ذاکری","authorUrl":"http://shebroshan.ir","commentDate":"2019-01-20T16:18:32","htmlComment":"<p>این اجرا هم از این شعر هست.<br>ای کاش راهی برای افزودن اجراهای تصویری از آپارات و یوتیوب و ... هم به صورت تعبیه‌شده وجود داشت...<br><a href=\"https://www.aparat.com/v/gTole/عیبِ_رندان_-_همای\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">پیوند به وبگاه بیرونی</a></p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":76670,"authorName":"R.H","authorUrl":"","commentDate":"2019-02-13T16:35:38","htmlComment":"<p>زین مدعیان کاشف اسرار ندیدیم<br />یک شاهد زیبا رخ می خوار ندیدیم <br />از خیل رفیقان و رقیبان و اساتید <br />یک شخص  ز معنا خبر دار ندیدیم</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":47378,"authorName":"فال حافظ","authorUrl":"","commentDate":"2019-05-11T16:54:20","htmlComment":"<p>حاشیه ها بسیار جالب بودند</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":51099,"authorName":"غلامرضا انصاری","authorUrl":"","commentDate":"2019-08-02T03:26:26","htmlComment":"<p>سر تسلیم من و خشت در میکده ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />خشت /xešt/<br />معنی: <br />1. از مصالح ساختمانی به‌صورت مکعبی از گِل که در قالب ریخته و خشک کرده‌اند.<br />2. [قدیمی] نوعی نیزۀ کوچک که در جنگ‌های قدیم به ‌کار می‌رفت: ◻︎ چنان بود تیرش که ژوپین‌گران / شمردند هر تیر خشتی‌ گران (اسدی: 73)، ◻︎ یکی خشت زد بر سرین قباد / که بند کمرگاه او برگشاد (فردوسی: 1/298).<br />فرهنگ عمید</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"94ad820f-3a3e-40f3-ae67-08d9c7bd8674","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":51100,"authorName":"غلامرضا انصاری","authorUrl":"","commentDate":"2019-08-02T04:25:35","htmlComment":"<p>خشت در ابیات گوناگون:<br />نیکخواهانم نصیحت می‌کنند<br />خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست(سعدی)<br />نه در خشت و کوپال و گرز گران<br />که آن شیوه ختم است بر دیگران(سعدی)<br />لاف از سخن چو در توان زد<br />آن خشت بود که پر توان زد(نظامی)<br />خشت از سر خم برکند باده ز خم بیرون کند<br />وانگه به قمعی افکند در قصعهٔ مروانیه(منوچهری)<br />خشت گل زیر سر و پی سپر آئید به مرگ<br />گر به خشت و به سپرمیر کیائید همه(خاقانی)<br />کارها کردند، اما پست و زشت<br />ساختند آئینه‌ها، اما ز خشت(پروین اعتصامی)<br />تو اکنون همانا بکین آمدی<br />که با خشت بر پشت زین آمدی(فردوسی)<br />باز این سستی این ناموس‌کوش<br />کو فرو مرد از یکی خش خشت موش(مولوی)<br />تا چند زنم بروی دریاها خشت<br />بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت(خیام)<br />در دست به از تخت فریدون صد بار<br />خشت سر خم ز ملک کیخسرو به(خیام)<br />خاک تن من به باده آعشته کنید،<br />وَز کالبدم خشتِ سَرِ خُم سازید.(خیام)<br />پیر خمار تو را خشت سر خم نکند<br />تا گل قالبت از باده مخمر نکنی(فروغی بسطامی)<br />یکی بر فرق تاج زر نهاده<br />یکی خشت لحد برسرنهاده(وحشی)<br />ای پی سهم خشت دارانت<br />خشت دارم چو مردگان بالین(سنایی)<br />نیست بر بالای دست خاکساری هیچ دست<br />خشت خم می نوشد اول، باده سرجوش را(صائب)<br />خشت عقل از قالبش بیرون فتاد<br />خانهٔ عاقل نگر تا چون فتاد(شاه نعمت اله)</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"94ad820f-3a3e-40f3-ae67-08d9c7bd8674","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":51577,"authorName":"علی","authorUrl":"","commentDate":"2019-08-26T09:42:16","htmlComment":"<p>به نظر من برخلاف دوست عزیزم که گفته اند حافظ گناه کردن را ارثی می دانسته ،برعکس عمل حضرت آدم را نوعی انتخاب آگاهانه برای گذشتن از بهشت ابدی برای رسیدن به معشوق ازلی و ابدی می دانسته و دلیل آن هم  مصرع اول همان بیت است ((نه من از پرده تقوی بدر افتادم وبس))لذا لابد ای نعمل پدر را گناه نمیدانسته بلکه رفتاری مشابه عمل خود در رسیدن به عشق میدانسته است.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":50118,"authorName":"محمدداودی","authorUrl":"","commentDate":"2019-09-18T19:46:36","htmlComment":"<p>باسلام به دوستان دانشمندخواستم درموردمصرع چهارم نظرخودرابیان کنم وقتی میت رادفن میکنندسراورا روی خشت قرار میدهند .خواجه درحقیقت وصییت میکند ‌وقتی من تسلیم مرگ شدم سر مرا روی خشت در میکده قراردهید واگر مدعی درک این کار مرا نکرد به اوبگوتوسرت راروی هرخشتی خواستی بگذار(گوسروخشت)درحقیقت دراین مصرع دونوع خشت وجودداردکه هرکس درانتخاب ازاداست</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":50119,"authorName":"محمدداودی","authorUrl":"","commentDate":"2019-09-18T20:17:59","htmlComment":"<p>باعرض معذرت ازدوستان درمتن ارائه شده یه جای کلمه بیت مصرع  به کاررفته که بدین وسیله اصلاح میشود</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":43009,"authorName":"رستم","authorUrl":"","commentDate":"2019-11-26T23:39:08","htmlComment":"<p>پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت<br />ما در کردی کرمانشاهی بهشت دوم که فعل است و به معنی نهادن را تقریبا به همین صورت استفاده میکنیم؛ هیشت<br />این کلمه باید خیلی قدیمی باشه</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":41927,"authorName":"کامیاب","authorUrl":"","commentDate":"2020-01-20T14:45:41","htmlComment":"<p>{ سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت }<br />خشت دوم همان مهر نماز است.<br />باتوجه به بیت قبلی و اتمام آن با \"چه مسجد چه کنشت\" اینطور برداشت میشود که هنگام ورود به میکده کمی سر خم میشده و  اگر مدّعی وزاهد و واعظ با ارادت به می و سر تعظیم فرود آوردن مقابل میخانه مشکلی دارند بگذار به سجده و پیشانی نهادن بر روی مهر بیاندیشند.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":42615,"authorName":"معز","authorUrl":"","commentDate":"2020-02-16T10:47:45","htmlComment":"<p>احمد شاملو به سال 1354 روایتی نو از دیوان حافظ ارائه نمود که بر آن مقدمه ای نیز نوشت ان کتاب در همان سال توسط انتشارات مروارید در بچاپ رسید. در انجا این غزل اینگونه تصحیح شده:<br />عیب رندان مکن ، ای زاهد پاکیزه سرست!<br />که گناه دگران بر تو نهواهند نوشت.<br />من اکر نیکم اگر بد تو برو خود را باش!<br />هر کسی ان درود عاقبت کار، که کشت.<br />گر نهادت همه این است، زهی نیک سرشت!<br />ور سرشتت همه این است، زهی نیک سرشت!<br />بر عمل تکیه مکن خواجه، که در روز ازل<br />تو چه دانی قلم صنع به نامت چه نوشت؟<br />نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل،<br />تو چه دانی که پس پرده ، چه خوب است و چه زشت؟<br /> همه کس طالب یارند، ، چه هشیار و چه مست؛<br />همه جا خانه عشق است، چه مسجد چه کنشت.<br />باغ فردوس لطیف است؛ ولیکن- زنهار!-<br />تا غنیمت شمری سایه بید و لب کشت!<br />نه من از خانه تقوا به در افتادم و بس،<br />پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت.<br />سر تسلیم من و، خشت در میکده ها!-<br />مدعی گر نکند فهم سخن، گو سر و خشت!<br />حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی<br />یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت!</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[{"id":129838,"authorName":"عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳","authorUrl":null,"commentDate":"2025-04-17T12:06:24.5021284","htmlComment":"<p>همین شکل صحیح است</p>\r\n<p>تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت</p>\r\n<p>چون در تاریخ داریم که شاه شجاع در نامه ای به سلطان جلال الدین حسین جزایری به همین مصرع اشاره دارد و می دانیم که شاه شجاع معاصر حافظ است و همدم و دوست حافظ</p>\r\n<p>بنابراین همین نقل شاه شجاع دلیلی است بر صحت این مصرع به همین شکلی که وجود دارد.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":42615,"userId":"b1845812-8183-4af1-0fec-08d9195e53c5","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":46003,"authorName":"مصطفی","authorUrl":"","commentDate":"2020-02-20T09:03:26","htmlComment":"<p>سلام و درود بی کران<br />صرفا خواستم تشکر کنم از زحمات فراوان و دوست داشتنی شما دوستان بابت چنین سایت ارزشمند ، زیبا ، سبک و کاربردی<br />دست مریزاد ، پاینده باشید و برقرار</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":46581,"authorName":"امیرشریعتی","authorUrl":"","commentDate":"2020-03-23T17:45:26","htmlComment":"<p>این غزل زیبا رو شادروان میرزا رضا ظلی در دستگاه چهارگاه با همراهی پیانو با هنرمندی اجرا کرده اند.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"a6811d69-6c62-4fa4-f216-08d96b2552e0","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":44692,"authorName":"تورج رامان","authorUrl":"","commentDate":"2020-04-12T07:40:46","htmlComment":"<p>گروه موسیقی بدخشان (بدخشان آنسامبل - رقص و موسیقی کوههای پامیر)، از منطقه دره بدخشان در کوههای پامیر شمال شرق افغانستان و جنوب تاجیکستان، این قطعه را به زیبایی با لهجه اصیل دری و  موسیقی مقامی اجرا کرده اند که خالی از لطف نیست. این منطقه همان جایی است که ناصرخسروی قبادیانی اواخر عمر زیست و مذهب اسماعیلی را در آن رواج داد. ساکنان دره بدخشان نیز امروزه اسماعیلی مذهب بوده و به امامشان آقا خان اقتدا میکنند و قبر ناصرخسرو را زیارت میکنند. موسیقی آن منطقه نیز بسیار ویژه هست، در عین حال که مقامهای قدیم را حفظ کرده رنگ و بوی موسیقی منطقه هندوکش و ماورالنهر را نیز تا حدی دارد. از آنجا که این منطقه و مناطق اطراف از اولین مکانهای زایش و گسترش فارسی دری امروزی (به لطف و رهن دربار ادب پرور سامانی) بودند، به گمان بنده تلفظ بسیاری لغات در لهجه دری افغانستان یا تاجیکستان به تلفظ و ادای اصلی آن در زمان فردوسی و سعدی و حافظ نزدیکتر است تا آنچه که در ایران امروزی رایج است (در طی سالها در اثر مجاورت با دیگر زبانهای ایرانی و غیر ایرانی و لهجه های فارسی مناطق دیگر لهجه فارسی ایران به این شکل امروزی درآمده است.) بویژه تاثیر رادیو و تلویزیون در گسترش لهجه استاندارد تهران (که باز به گمان من بر اساس لهجه استاندارد ادبی تفرش، آشتیان و فراهان شکل گرفته است، اکثر قریب به اتفاق دیوانیان دربار قاجار از این خطه بودند و فارسی رسمی یا کتابی تهران امروز مدیون آن کاتبان و دیوانیان است) در سراسر ایران غیرقابل چشمپوشی است. به هر روی شنیدن این غزل با لهجه اصیل دری، لطف و صفای خاصی دارد که دوستان را به شنیدن آن دعوت میکنم.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":57922,"authorName":"عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳","authorUrl":"","commentDate":"2020-07-04T00:54:24","htmlComment":"<p>درود به همراهان دانا<br />سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />نظرات زیبا و متنوعی در باب کلمه خشت نگاشته شده بود. می توان در مصرع اول مفهوم دیگری را هم برای کلمه خشت متصور شد. ناگفته پیداست که در پی تفسیر سخن حافظ نیستیم و فقط برداشت خود را بیان می کنیم.<br />گاهی خشت کنایه از بنا و ساختن و ساختمان نیز می باشد. مثلا می گوییم خدا خشت فلانی را نزده یا خشت اول چون نهد معمار کج ...<br />به معنی بنا و شروع بنا است.<br />(برداشت بنده): حافظ در این مصرع به آفرینش آدم و پیمان ازلی اشاره می کند: سر من از روز ازل و تأسیس این میخانه در تسلیم پیمان و رضا بوده است.<br />در مصرع دوم برخی دوستان نوشته اند حافظ می گوید هرکس نمی فهمد برود سرش را روی خشت لحد بگذارد و بمیرد.<br />بعید می دانم چنین منطق و نفرینی را بشود به حافظ منتسب نمود.<br />شاید می خواهد بگوید روزی سرت به سنگ می خورد، روزی متوجه میشی ولی با سختی و شکست<br />اگر پند خردمندان به شیرینی نیاموزی/فلک آن پند با تلخی بیاموزد تورا روزی</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"b1845812-8183-4af1-0fec-08d9195e53c5","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":57924,"authorName":"عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳","authorUrl":"","commentDate":"2020-07-04T01:12:01","htmlComment":"<p>در نسخه ای که استاد شجریان بر اساس آن این غزل را اجرا کرده اند دو تفاوت دیده می شود. نمی خواهم بگویم چون استاد این طور اجرا کرده اند پس به این دلیل درست است.<br />سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها <br />به این شکل خوانده اند: سر تسلیم من و خاک در میکده‌ها<br />سر تسلیم را بر خاک می گذارند نه بر خشت. و تعبیر این که منظور از خشت در اینجا خشت بالای در میکده بوده که افراد مجبور به خم شدن شوند، به نظر تعبیر درستی نمی آید و حافظ با کمبود کلمه مواجه نبوده که بخواهد چنین تعبیری را بیاورد.<br />خاک میکده و خاک در میکده سه بار دیگر هم در غزلیات حافظ آمده است<br /> <br />و این مصرع:<br />تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت<br />به این شکل خوانده اند:<br />تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت<br />به نظر می رسد این خوانش صحیح تر باشد چون دو کلمه «که» پشت سر هم قرار نمی گیرند</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"b1845812-8183-4af1-0fec-08d9195e53c5","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":60226,"authorName":"بهزاد","authorUrl":"","commentDate":"2020-10-03T02:40:50","htmlComment":"<p>با عرض پوزش از رک گویی<br />یک دوست متوهمی ادعای مندرآوردی کرد و سنگی به چاه انداخت و عقال محل همه بر سر چاه آمدند و در پی توضیح و توجیه آن ادعای کشککی بی مبنا که احتمالا دلالت بر تفکر آخوندی و دینداری تقلیدی ایشان دارد افتادنند<br />دریای شورانگیز چشمــانت چه زیبــاست\t\tآنجا که باید دل به دریا زد همین‌جاســت<br />در من طلــوع آبی آن چشــم روشـــــن\t\tیادآور صبح خیــــال انگیـــــــز دریاس<br />عنقا شکار کس نشود دام بازچین<br />کان جا همیشه باد به دست است دام را<br />تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش<br />رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":60116,"authorName":"فرزانه","authorUrl":"","commentDate":"2020-10-21T12:33:22","htmlComment":"<p>معنی لغات و شرح غزل شماره 80 دیوان حافظ<br />*زاهد پاکیزه سرشت: تعبیری طنز امیز است.زاهدی که دیگران و خاصّه عاشقان را ملامت می کند و متظاهر و ریاکار است.<br />* عاقبت کار : روز قیامت <br />*خود را باش: مراقب خودت باش<br />*همه کس طالب یارند: هر کس بسته به درک و مرتبه کمال خود در پی آرزویی است.<br />* کِنِشت: عبادتگاه کافران <br />* گو سرو خشت: یعنی خشت حواله سرش و یا اینکه بخاطر بی مغزی سرت با خشت یک قیمت دارد.<br />*لطف ازل: انچه پروردگار پیش از خلقت مادی به انسان ابراز کرده  و انسان مورد لطف خداوند قرار گرفته است.<br />*تقوی: در اینجا دینداری با معیار اهل ظاهر<br />*پدرم:  حضرت ادم <br />*<br />1_ ای زاهد که طینت پاکیزه (در ظاهر ) داری، رندان را سرزنش نکن، چون گناه دیگران را به حساب تو نمی گذارند. رندان خود جوابگوی گناهان خود هستند پس تو ملامتشان نکن .<br />2_ من خوب باشم یا بد، تو برای رستگاری خود تلاش کن، در روز قیامت هر کس نتیجه کاری را که انجام داده می گیرد.<br />3_ همه مردم مست و هوشیار بدنبال محبوبیت هستند، همه جا چه مسجد و چه عبادتگاه کافران  محل راز و نیاز عشق است. از نظر عرفا راه رسیدن بخداوند محدود نیست  و حس خداجویی در تمام خداپرستان وجود دارد، حتی عبادتگاه کافران هم  محل بروز عشق و صفاست.<br />4_ سر من در برابر خشت میکده ها فرود می آید، اگر تو که ادعا نداری مفهوم حرف من را متوجه نمیشی برای اینکه در سر تو بجای مغز آجرست و فرقی با خشت ندارد (یا خشت حواله سرت باد).<br />5_تو با ملامت کردنت من را نسبت به مهر خداوند قبل از آفرینش که به من گفته مایوس نکن، من به لطف و بخشش او امید دارم، تو چه میدانی در روز جزا که پرده ها از میان برداشته می شود چه کسی مورد قبول و چه کسی مورد غضب درگاه اوست ؟ مرا از لطف خداوند نسبت به بندگانش که جاری و ساری است نا امید مکن .<br />6_ نه اینکه من به دلیل گناهکار بودن از خلوت عبادت خود رانده شدم ، بلکه ارثی است از حضرت آدم (= پدرم) هم از بهشت جاویدان بیرون رانده شده است (اشاره به حکایت خوردن میوه ممنوع و رانده شدن آدم بر روی زمین).<br />7_ اگر باطن تو اینگونه است که نشان می دهی و یا خلقت تو به این خوبی است  خوشا به سعادتت چه باطن و خلقت خوبی داری؟! طعنه به زاهدی که او را ملامت می کند .<br />8_ حافظ اگر روز مرگ جام شرابی به دست بیاوری(بر اثر مستی مرگ) فشار قبر را احساس  نکرده و یک راست به بهشت خواهی رفت،  میتوان گفت در اینجا نگاهی عارفانه مانند نگاه مولانا به مرگ داردو مرگ را تولد در جهان دیگر دانسته  و خوشحال از جدا شدن این دنیا میداندو معتقد است که چنین انسانی که با روی باز به وصال محبوب می رود جهنمی برایش وجود ندارد .</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"480c5891-7824-4340-4e53-08d92f0f208c","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":60767,"authorName":"دکتر صحافیان","authorUrl":"http://www.sahafianblogfa.com","commentDate":"2020-11-10T09:46:59","htmlComment":"<p>از رندان پاکباز عیبجویی نکن ای زاهد پاک سرشت( نا آزموده رنجهای عشق)آنچه را که گناه رندان می پنداری برای تو نمی نویسند. من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش( خانلری:کوش) هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت به جای ارزیابی دیگران در تعالی خود بکوش( و وصول به حال خوش) هر کسی میوه دریافت های درونی خویش را می چیند.<br>3- همه چه مست و چه هوشیار، جویای یار بی آلایش و زلال از بدی هایند( سبحان) هر پرستشگاهی چه مسجد و چه کنیسه جایگاه عشق ورزی با اوست.<br>4-من که پیوسته مست حال خوشم، تسلیم خشت در میخانه ام مدعی اگر از این راز بی خبر است بگو سرت را به سنگ بکوب(ایهام: به خشت میخانه بکوب، یا من بکوبم- سرت با خشت برابر است- سرت را روی خشت بگذار و بمیر- مردن سزای آنکه ازین راز بیخبر است)<br>5- از سرنوشت ازلی که با عشق خداوند بخشنده نوشته شده (لحظه صفر آفرینش) ناامیدم نکن، چه می دانی کدام جان زیباست و کدام زشت؟<br>6-با این حال خوش( بهشت نقد) فقط من از پاکدامنی( متصور تو) بیرون نیفتاده ام پدرم نیز بهشت جاودان را از دست داد.( خانلری: خلوت تقوی.همچنین یک بیت اضافه دارد)<br>7 - اگر در لحظه مرگ جامی به دست آوردی( حال خوش را تا پایان زندگی حفظ کنی)بی درنگ از این کوی خراب، خود به بهشت می روی( خانلری: برو تا به بهشت) دکتر مهدی صحافیان<br>آرامش و پرواز روح</p>\n<p>&nbsp;<a href=\"http://sahafian.blogfa.com/profile\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">پیوند به وبگاه بیرونی</a></p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"2a1c2726-877a-48e3-9449-08d91c506835","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":53960,"authorName":"رضا درودی","authorUrl":"","commentDate":"2020-11-17T16:35:08","htmlComment":"<p>با سلام<br />به نظر حقیر، معنی بیت<br />سر تسلیم من و خشت در میکده ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن، گو سر خشت<br />به این صورت است که<br />با دیدن سردر میکده ، باید سر تسلیم فرود آورد، مدعی اگر متوجه نیست، بهش بگید بخاطر اینکه سرت به خشت نخوره باید سرت رو پایین بیاری</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":53950,"authorName":"بهزاد علوی (باب)","authorUrl":"","commentDate":"2020-11-19T08:32:25","htmlComment":"<p>کُنِشْت واژه ای پارسی است یعنی کارنامه (آننچه می کنی)<br />کنِشْت ( همگون با سرشت و بهشت و نوشت و ...) Kenesht<br />واژه ای عبری است که در انگلیسی هم به همین<br />ترتیب استفاده میشود — Kenesset<br />و بهتر است متوجه این نکته بوده و<br />به روش درست در خواندن از آن استفاده کنیم<br />همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست<br />همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت<br />----------<br />یکی از اساتید نوشته:<br />حافظ معروف است به اینکه هیچ وقت یک کلمه را در یک بیت دو بار استفاده نمیکند مگر به دو معنی متفاوت که این کمال قدرت بیان ایشان را نشان میدهد: مثال:<br />زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم<br />ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم<br />------------&gt;<br />این به نظر می آید که در ردیف شعر <br />یک کلمه نباید تکرار شود.<br />ولی در نقاط دیگر اگر با مسما باشد<br /> امکان استفاده بار دیگر را دارد وو به نوعی<br />هنر شعری هم هست <br /><br />حال سؤال حقیر:<br />سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها<br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />“خشت” اول معنی “آجر خام” میدهد، معنی “خشت” دوم چیست؟</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"b35c74e9-f7ed-41cd-67e3-08d993b1cc39","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":52420,"authorName":"محمد علی لطفی","authorUrl":"","commentDate":"2021-01-02T19:09:33","htmlComment":"<p>با سلام خدمت دوستان عزیز<br />بنده حدود 60سال دارم و متوجه نمی‌شوم بحث استفاده از لغات فرهنگهای دیگر در یک زبان دیگرچه مغوله ای است؟!.<br />آیا اگر بنده به به میخی بنویسم و به زبان هخامنشیان صحبت کنم،ایرانی اصیل میشوم؟<br />آیا لغات و کلمات و زبان و گویش حق ندارند که مشابه هر موجود زنده ای رشد و تکامل و پیشرفت و گسترش یابند.<br />آیا زبانها حق ندارند غنی سازی شده و کلمات فرهنگهایی دیگر را به زبانشان اضافه کنند؟؟</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":52422,"authorName":"محمد علی لطفی","authorUrl":"","commentDate":"2021-01-02T19:25:39","htmlComment":"<p>با سلام مجدد<br />آیا حروف لاتین بدون استفاده از حروف مصر زمان قبل از فرعون،میتوانست شکل بگیرد؟!.<br />آیا زبان لاتین همان زبان فرعون !؟است؟</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":55028,"authorName":"حسین","authorUrl":"","commentDate":"2021-03-28T20:22:14","htmlComment":"<p>حاشیه ها بسیار پر بار بود. <br />در خصوص هشتن(در بیت ششم)توجه به این نکته ضروری است که هشتن به معنای گذاشتن یا رها کردن از روی اختیار است. نه از روی نا آگاهی و نادانی.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":54955,"authorName":"رویا مهدیخانی","authorUrl":"","commentDate":"2021-04-09T22:44:45","htmlComment":"<p>در بیت آخر ازل درست است نه اجل</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[{"id":97045,"authorName":"عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳","authorUrl":null,"commentDate":"2022-05-09T00:42:52.2334067","htmlComment":"<p>درود</p>\r\n<p>همان اجل درست است</p>\r\n<p>روز ازل روز آغازین خلقت است و روز اجل روز معهود پایان عمر است روزی که مهلت رفتن است</p>\r\n<p>حافظ اگر در روز مرگ جامی به کف بیاوری مستقیما از کوی خرابات به بهشت می روی</p>\r\n<p>یعنی باید ساکن کوی خرابات باشی تا مجوز ورود به بهشت بگیری</p>\r\n<p>&nbsp;</p>\r\n<p>پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر</p>\r\n<p>به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز</p>","publishStatus":"","inReplyToId":54955,"userId":"b1845812-8183-4af1-0fec-08d9195e53c5","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":54850,"authorName":"شیما نوری","authorUrl":"","commentDate":"2021-04-14T01:14:38","htmlComment":"<p>اگرطمع به دهان یارکرده ای وحقیقتاً آرزومندِ نوشیدن جُرعه ای شراب ازاین جام مرصّع هستی، تنها آرزو داشتن کافی نیست وتورابه هدف نمی رساند. بایستی گام برداری ودست ازطلب برنداری،می باید رنجها و مشقّاتِ فراوان تحمّل کنی و اشکها بریزی آن هم به ظرافت ودقّتی که برای سُفتن مروارید و رنج <a>گل</a> <br /> از گلابگیر لازم است. یعنی باتمام وجود گریه کنی وباتمرکزتمام تلاش کنی نه درحدّ معمول.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":null,"replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":55602,"authorName":"محمود شید نصر الله","authorUrl":"","commentDate":"2021-04-29T08:53:03","htmlComment":"<p>سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها<br />بخوانید سر‌ّ تسلیم من (راز مقابله نکردن من) و همچنین سرّ خشت در میکدهها (راز بنای  میکده ها که بوسیله یک خشت مخصوص داشتند برای شناسایی که بر همه آشنا نبوده) <br />مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت<br />و ماها همه مدعی میباشیم چون هنوز دنبال معنی خشت اول و خشت دوم هستیم، خیر پیش</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"77742c02-1e6d-40e6-8d51-08daa0449a8b","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":55585,"authorName":"محمود شید نصر الله","authorUrl":"","commentDate":"2021-04-30T08:01:06","htmlComment":"<p>بنده مطلب بالا را با عجله نوشتم و درج شد و بعد متوجه شدم بیان واضح نیست. <br />بنده شگرد دیگری در خواندن بکار گرفتم و آن مصرع را از آخر به اول خواندم.<br />نخست آخر بیت دوم (، گو‌سر و خشت) را  به معنی صریح سر= کله و خشت=خشت خواندم، و بر همین مبنا قسمت اول بیت دوم (مدعی کر نکند فهم سخن) اشاره خواهد بود به اشنباه و‌فهم خواننده در خواندن بیت  اول اگر کلمه «سر» و «خشت»  را به مانند تکرارش در آخر بیت دوم بخواند، یعنی  کلمه اول بیت اول «سر»به  معنی کله نیست، در نتیجه آنرا باید ِسر‌ّ  ( به معنی راز) خواند. <br />حال اگر بیت اول آغاز شود با ِکمه سرّ (راز)، مفهوم بیت میشود راز سستی حافظ و راز نشانه سر در میکده، ؛ و مدعی این راز را نداند.<br /> بقول انگلیسی clear as well mud</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"77742c02-1e6d-40e6-8d51-08daa0449a8b","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":90615,"authorName":"مجتبی","authorUrl":null,"commentDate":"2021-11-25T19:02:27.3615394","htmlComment":"<p>با سلام به همه دوستان.</p>\n<p>و سپاس از گردانندگان سایت گنجور.</p>\n<p>خوانش همه خوب بود، ولی آقای داوود وفایی سیاوشانی به نظرم بهتر بود.</p>\n<p>خدا رحمت کنه حافظ عزیز رو که اینقدر قشنگ شعر گفتند.</p>\n<p>&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"b13f2b5b-5e14-4c91-1e0c-08d9afe33d76","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":92830,"authorName":"حمید","authorUrl":null,"commentDate":"2022-01-03T14:27:56.5453149","htmlComment":"<p>عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت</p>\r\n<p>به نظر من به کار بردن صفت پاکیزه سرشت نوعی طعنه به زاهد است و حافط با زرنگی خاصی به زاهد عیب گیرنده می گوید تو خودت جوری حرف میزنی که انگار سرشتت پاک و بری از گناه است . مثل خود ما که در بحث ها می گوییم \" بله شما درست میگی آقای همه چیز دان \"</p>\r\n<p>که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت&nbsp;</p>\r\n<p>دلواپس گناه کردن دیگران هم نباش و دست از امربه معروف و نهی از منکر بکش چون گناهی که من مرتکب میشم ( که البته از نظر زاهد گناه هست ) به پای حساب تونمینویسند.&nbsp; به قول امروزی ها هرکی رو توقبر خودش میزارن.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"bc599f0b-8485-488c-85e3-08d9ce135c67","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":94818,"authorName":"در سکوت","authorUrl":null,"commentDate":"2022-03-17T23:56:58.5346692","htmlComment":"<p>این غزل را <a href=\"https://darsokout.blog.ir/post/81\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">\"در سکوت\" بشنوید</a></p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"26d6f63a-a8ac-4423-ab58-08da0826a4df","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":96894,"authorName":"Mahmood Shams","authorUrl":null,"commentDate":"2022-05-01T13:40:22.0698819","htmlComment":"با سلام ‌و درود ، \r\nسپاس بیکران دارم از عزیزان و دست اندرکاران سایت بی نظیر گنجور که همچون انسان سالک و عارف همواره در تلاش و تکامل و زیباتر شدن هستند ،بنده مدت هاست از سایت گنجور استفاده می کنم و لذت می برم و شگفت زده می شوم \r\nوقتی شاهد تغییرات جدید هستم ، نگاه پر مهر و  لطف خداوند همواره نصیبتان ،","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"f9d09704-15bc-4333-c90d-08d9986a543f","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":100162,"authorName":"برگ بی برگی","authorUrl":null,"commentDate":"2022-07-09T05:41:03.8716342","htmlComment":"<p>عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت&nbsp;</p>\n<p>که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت</p>\n<p>رند عارف یا پوینده راه معنویت است که&nbsp; زیرک و چالاک بوده ،&nbsp; از طریق راه عاشقی یا به عبارتی نگاه عاشقانه به جهان و هستی قصد رسیدن به منظور و مطلوب خود که کمال معرفت ست را دارد ، در طرف دیگر&nbsp; زاهد قرار&nbsp; دارد که او نیز همانند کلیه ابنای بشر از سرشت و ذات&nbsp; پاک خدایی برخوردار است و همان منظور را دنبال می‌کند اما او خود را در یک سوی و خدای جسمی ساخته ذهن خود را در سویی دیگر می بیند و همواره سخن از خشم و غضب و قهر خداوند می راند ، او با ایجاد ترس و جدایی در دل مردمان به خیال خود قصد کمک و ارشاد دیگران داشته و پیوسته در کارشان دخالت میکند ، حافظ بزرگترین مانع برای درک صحیح انسانهای با ایمان از حقیقت&nbsp; دین را همین زهاد می داند که قشر و پوسته را اصل گرفته و با مغز دین بیگانه اند ، پس زاهد مسیر و راه عاشقی و رندی را گناه دانسته و حکم به تکفیر پویندگان راهش می دهد ، حافظ به زاهد اطمینان میدهد که اگر گناهی بر این کار باشد در نامه اعمال او نمی نویسند پس‌ بهتر است در کار دیگران دخالتی نکند .</p>\n<p>من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش&nbsp;</p>\n<p>هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت&nbsp;</p>\n<p>این بیت به ما یادآوری میکند که هر کسی موظف به کار بر روی خود بوده و نباید به کار دیگران کاری داشته باشد ، زاهد راه و شیوه عاشقی&nbsp; رندان را نمی پسندد و به همین&nbsp; جهت&nbsp; عیب جویی میکند ، برای مثال&nbsp; تمثیل و نمادهای عارفانه شراب و میخانه و زلف یار&nbsp; یا خرابات را ترویج فسق میداند و کاری خارج از شرع ، اما حافظ می‌فرماید نتیجه کار و محصولی که انسان درو میکند مهم است ، و درواقع&nbsp; نیز چنین است ، زاهد خشک مغز میتواند نفرت پراکنی کرده و اسیدپاش پرورش دهد ، اما عارفانی مانند حافظ عشق و دوست‌داشتن را ترویج میکنند \" ببین که تفاوت ره کز کجاست تا بکجا \" پس نتیجه و خروجی کار در انتها&nbsp; و هنگام درو به ما می‌گوید که کدام راه درست است و نه ادعاهای واهی .</p>\n<p>همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست&nbsp;</p>\n<p>همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت&nbsp;</p>\n<p>انسان زنده شده به هشیاری و خرد خدایی طالب یار است اما یار حقیقی که سعادتمندی&nbsp; خود را در رسیدن به این یار می بیند ، انسان مست به انواع شهوات این جهانی نیز در پی یار است و معشوق مجازی خود را که گمان میبرد میتواند او را به نیکبختی برساند در این جهان جستجو&nbsp; میکند ، پول و ثروت&nbsp; ، اتومبیل لوکس ، خانه بزرگ و املاک&nbsp; ، همسر زیبا روی و امثال آن یارهای مجازی انسان مست شده به شرابهای این جهانی ست . در مصرع&nbsp; دوم برای اینکه کسی به گمراهی نیفتد اصل همه ادیان را خانه عشق میداند و آنچه موجب آفت شده است را زهد ریایی ، رها کردن مغز و چسبیدن به قشر&nbsp; میداند&nbsp; ، منظور همه ادیان و بویژه ادیان ابراهیمی آموزش عشق ورزی ست ، هم به همنوع خود از هر رنگ و نژاد و باوری ، و هم به کل هستی و سایر موجودات و طبیعت .&nbsp;</p>\n<p>سر تسلیم من و خشت در میکده ها&nbsp;</p>\n<p>مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت&nbsp;</p>\n<p>حافظ میفرماید&nbsp; راهکار دستیابی به این عشقورزی ، تسلیم و گشودن فضای درون یا شرح صدر است ، خشت در میکده ها همان خاک درگاه و کوی دوست میباشد که در معماری خانه های عشق ذکر شده در بیت قبل یعنی همه ادیان بکار رفته است&nbsp; ، یعنی گشاده کردن فضای درون انسان تا بینهایت خداوند که هدف اصلی تمامی ادیان است ، چرا که در و کوی حضرتش بینهایت است و انسان که او نیز از جنس خداوند است میتواند این فضا را تا بینهایت باز کند ، در قرآن از آن با عنوان شرح صدر نام برده شده و فرموده است مگر به تو سینه ای فراخ عطا نکردیم ، گذشت و بخشش خداوند بینهایت است و انسان نیز میتواند از این فضای گشاده برای بخشش رنج‌ها،&nbsp; زدودن کینه ها ، کنترل خشم ، رهایی از حسد ، بخل و حرص و طمع ها بهره ببرد . زاهدان خشک مغز از این شرح صدر بی نصیب بوده و هرکس را که در دایره باورهای او نباشد دشمن فرض نموده و با کینه توزی بر او خشمگین شده و تا زهر خود را بر وی نریزد رهایش نمیکند . او مسجد را خانه عشق نمی داند ، بلکه تریبونی برای ترویج باورهای خود تصور می‌کند. کار مهم دیگری که رهپویان&nbsp; عشق باید بر آن همت گمارند و حافظ پیش از فضا گشایی بر آن تاکید کرده است تسلیم و رضایتمندی&nbsp; ست ، سر تسلیم میتواند معنی مصمم به تسلیم شدن را بیان کند و همچنین بدلیل&nbsp; اینکه&nbsp; \"سر\" نماد ذهن است و هرگونه ستیزه گری&nbsp; و واکنش که نقطه مقابل تسلیم است از سر و ذهن انسان بر می‌آید حافظ بخوبی از این ترکیب بهره برده است ، پس تسلیم امر قضا و کن فکان الهی شدن و پذیرش اتفاقات بدون اینکه آنها را به خوب و بد تقسیم کنیم&nbsp; یکی از شروط دیگر ی ست که همراه با شرح صدر راه را برای رسیدن و زنده شدن رهپویان عشق&nbsp; به حضرت دوست هموار میکند ، در مصرع دوم می فرماید اگر زاهدان و مدعیان اینگونه مفاهیم عرفانی را درک نمیکنند بدلیل خُشک مغزی آنان است&nbsp; که گویی همچون خِشتِ خام بوده ، راه چاره در هم کوبیدن و فروریختن آن است&nbsp; ، با این کار سر ذهنی شان متلاشی شده ، از زندان خود&nbsp; ساخته ذهن رهایی می یابند&nbsp; و آنگاه است که آب زندگی در همه ابعاد وجودی و از جمله در سر و فکرها شان جریان یافته ، چنین سخنانی را بخوبی فهم خواهند نمود .&nbsp;</p>\n<p>نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل&nbsp;</p>\n<p>تو پس پرده چه دانی که&nbsp; که خوب است و که زشت&nbsp;</p>\n<p>سابقه به معنی سابق است ، یعنی لطف ازلی که شامل حال انسان شد و خداوند در&nbsp; الست با نفخه و لطف و عنایتش انسان را از جنس خود و خود را رب انسان نامید&nbsp; ، این لطف کنونی در بخشش انسان&nbsp; نیز سابق است بر قهر&nbsp; حضرتش ، یعنی اولویت دارد ، پس حافظ می‌فرماید&nbsp; زاهدان ریایی غالبن با ترسی که از خدا&nbsp; در مخاطبین&nbsp; خود القا میکنند موجب نا امیدی انسان شده و او را از مسیر راه معرفت و عشق ورزی&nbsp; باز میدارند&nbsp; ، شخص با یادآوری خطاهای گذشته اش خود را لایق ورود به وادی معرفت&nbsp; نمیداند حافظ میفرماید کسی از روی خطاهای گذشته نباید قضاوت شود یا خود را قضاوت کند&nbsp; ، در پس پرده عالم غیب حال انسانها&nbsp; ملاک زیبایی یا زشتی شان است ، مولانا&nbsp; در این رابطه&nbsp; میفرماید&nbsp; : تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان&nbsp; کارها دشوار نیست ، و انسانها با خطاکاری خود بر صدف ضرر زده اند و درواقع&nbsp; گوهر وجودی آنان سالم و عاری از هر گونه گزندی ست . \" کس نیابد بر دل ایشان ظفر / بر صدف آید ضرر نی بر گهر&nbsp; . پس از ضرورتهای دیگر برای&nbsp; شروع&nbsp; کار معنوی&nbsp; عدم نا امیدی از لطف حضرت&nbsp; دوست&nbsp; است که بر قهرش مقدم بوده و ارجحیت&nbsp; دارد .</p>\n<p>نه من از پرده تقوا به در افتادم و بس&nbsp;</p>\n<p>پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت&nbsp;</p>\n<p>در ادامه بیت قبل&nbsp; می‌فرماید&nbsp; همگی انسانها خطا کار هستند&nbsp; اصولأ&nbsp; طرح خداوند این بوده است که هوا و خواستن در انسان ایجاد شود تا بتواند امکان زیستن در زمین و جهان فرم را بدست آورد ، این خواست‌ها گاهی از مدار خرد جدا گردیده و انسان افراط را پیشه خود کرده خطا یا گناه میکند ، پس انسان رهپوی عشق&nbsp; تصور نکند فقط او بوده که از مسیر تقوی و کنترل نفس خود خارج شده است ، بلکه حضرت آدم ابوالبشر&nbsp; نیز چنین کرد و با وسوسه شیطان از&nbsp; مسیر پرهیز خارج شده و درنتیجه بهشت نیکبختی و آرامش خود را از دست داد ، اما خداوند&nbsp; توبه&nbsp; پذیر است و امکان عذرخواهی را برای آدم ( انسان ) فراهم نمود تا هر زمان که انسان به خدا یا اصل خود بازگردد خداوند او را اجابت کند .</p>\n<p>حافظا روز اجل گر به کف آری جامی&nbsp;</p>\n<p>یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت&nbsp;</p>\n<p>اجل به معنی فرار رسیدن زمان و موعد چیزی ست که علاوه بر تداعی معنی لحظه مرگ ، بنظر میرسد در اینجا منظور فرارسیدنِ زمانِ قیامتِ فردی ست که لحظه بیرون آمدن انسان از قبر ذهن میباشد و در ادیان نیز به آن اشاره شده است ، پس هر روز یا لحظه&nbsp; ای که قیامت یا آخر زمان فردی انسان‌ فرا رسد و او بتواند جامی از آن می عشق و آگاهی را بدست آورد ، روز یا لحظه ایست که انسان&nbsp; از خرابات این جهان مادی&nbsp; یکسر و بدون اتلاف&nbsp; وقت&nbsp; به بهشت آرامش و خوشبختی ابدی خواهد رفت .خرابات در اینجا به معنی جهان مادی و ذهن بکار رفته است،&nbsp; یعنی جهانی که در مقایسه با جهان معنا&nbsp; ویرانه ای بیش نیست .</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"099ce721-9e42-4235-862a-08d91a81db89","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":105916,"authorName":"Javad +++","authorUrl":null,"commentDate":"2023-01-14T15:04:19.4777018","htmlComment":"<p>نسخه خطی ۱۳۱۷ ه ج&nbsp;</p>\r\n<p>سه بیت کم شده</p>\r\n<p>بر عمل تکیه مکن خواجه که در روز ازل</p>\r\n<p>تو چه دانی قلم صنع بنام که نوشت</p>\r\n<p>گر نهادت همه این است زهی پاک نهاد</p>\r\n<p>ور سرشتت همه این است زهی پاک سرشت</p>\r\n<p>باغ فردوس لطیفست ولیکن زنهار&nbsp;</p>\r\n<p>تو غنیمت شمر این سایه بید و لب کشت</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"cdcfa376-dcfc-4b5d-0a46-08dacdf2d5eb","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":107190,"authorName":"رضا تبار","authorUrl":null,"commentDate":"2023-03-17T09:24:40.7381098","htmlComment":"<p>حافظ در ابیات زیر زاهد پاک سرشت را مورد خطاب قرار می دهد.زاهد پاک سرشت زاهدی است که نیت و باطن پاک دارد و بدنبال رعایت دیانت است اما اهل عیب گیری است و بر آن تاکید می کند.مشکل زاهد نوعی تحجر است که او را به عیبجویی می کشاند انهم عیبجویی از رندان و نه از فاسقان و کفار! با توجه به اینکه زاهد پاکیزه سرشت است ، شایسته است به جای عیبجویی از دیگری ،با وسعت نظر و نگاه خوش بینانه بنگرد تا از دینداری خود محبت را به دیگران بچشاند نه داروی تلخ فرار از بقیه انسانها را.نهی از منکر موقعی معنا دارد که منکری کاملا مشخص صورت گرفته باشد نه هر کسی نسبت به ما منکر حساب شود.</p>\n<p>به انهایی که ایمان آورده اند بگو از مردمی که به ایام الهی ( روز وعده های خدا مثل قیامت) امیدوار نیستند درگذرند تا خدا عاقبت هر قومی را به پاداش اعمال خود برساند.( آیه ۴۵ سوره جاثیه)</p>\n<p>معنی ابیات</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۱- ای زاهد پاک سرشت( ای زاهدی که فکر می کنی در خلقت اساسا پاک و طاهر آفریده شدی) از رندان( عارفان زیرک/ نام دیگر عاشقان محبت که اهل معرفتند و به باطن شریعت نظر دارند) عیبجویی نکن،</p>\n<p>- زیرا گناه دیگران را بحساب تو نخواهند نوشت.</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۲- من اگر خوب یا بد هستم بتو ارتباطی ندارد.تو در اصلاح خودت بکوش،</p>\n<p>- زیرا در قیامت هر کس آن چیزی را درو خواهد کرد که در شخصیت خود کاشته است.</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>( راه رستگاری بخود آمدن خود است .جستجو در شخصیت انسانها نوعی فرو رفتن در اعمال دیگران است و باعث غافل شدن از خود می گردد)</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۳- چه آنها که زاهدانه و هوشیارانه و چه آنها که عاشقانه و با دلدادگی راه بازگشت به پروردگار را برگزیده اند،</p>\n<p>هردو طالب محبوب خود هستند،</p>\n<p>- ( و اگر درست بنگری در این تفاوتها یک چیز مشترک است و آن عشق به معبود است)&nbsp; همه جا مکان عشق به اوست، چه این عشق به عنوان مسلمان در مسجد باشد و چه به عنوان مومن به دین موسی( ع) در کنشت( معبد یهودیان).</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۴- من در برابر خشت در میخانه(محبت و معنویت) سر تسلیم فرود می آورم،</p>\n<p>- اگر مدعی معنای این سخن را درک نکرد بگو: تا سرت به سنگ لحد نخورد نخواهی فهمید.</p>\n<p>( زیرا دوگانگی بین من و خودت را تحمل نمی کنی).&nbsp;</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۵- ای زاهد مرا از سابقه لطف پروردگار نا امید نکن(زیرا خداوند فرموده: رحمت من بر غضبم سبقت دارد. پس چرا پیش از آنکه مردم را مشمول رحمت الهی بدانی ، آنها را مشمول غضب الهی میدانی؟)،</p>\n<p>- در حالی که از پس پرده خبر نداری که چه کسی خوب است و چه کسی بد!</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۶- ( اینکه به نظر شما ) من گاهی از پرده تقوی بیرون افتاده ام به اقتضای بشر بودن است(اقتضای خطا و لغزش در انسان است ولی این خطا فطری و ذاتی نیست).،</p>\n<p>- پدرم حضرت آدم( ع) نیز بهشت را به سبب خطا از دست داد( پس چرا ما از خطاهای دیگران نمی گذریم؟).</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>۷- ای حافظ اگر در روز مرگ ( که بنا است از این عالم مادی به عالم ابدی سیر کنی) توانسته باشی جامی از شراب محبت و معنویت&nbsp; از حضرت دوست بگیری ( و در حالت مستی محبت به حق از دنیا بروی)،</p>\n<p>- بدان که یکسره تو را به بهشت می برند به شرطی که زندگی را به سبک خراباتی( خراب کردن دل از هر چه غیر خدا است&nbsp; و مست حق بودن) تعریف کرده باشی.&nbsp;</p>\n<p>( و زاهد باید به تک تک عیبهایی که از دیگران گرفته جواب دهد).&nbsp;</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>&nbsp;</p>\n<p>-&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"a1b6418f-2645-4d52-fed6-08d9cf47a576","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":107612,"authorName":"جمال رادفر","authorUrl":null,"commentDate":"2023-04-14T16:29:21.0894765","htmlComment":"<p>شرح و تفسیر غزل 80 حافظ را می توانید در سایت ادبستان شیراز بشنوید</p>\n<p><a href=\"https://adabestanshiraz.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%88-%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ba%d8%b2%d9%84-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-80-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%db%8c%d8%a8-%d8%b1/\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">پیوند به وبگاه بیرونی</a></p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"03ffe39b-88b1-4d45-736f-08db3ccdc5b9","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":107633,"authorName":"محمدجواد تقوی","authorUrl":null,"commentDate":"2023-04-15T16:11:00.4054923","htmlComment":"<p>اشعار حافظ به نحوی شریعت رو با عشق معادل میدونه همونطوری که در بیت آخر میخونیم نوشته شده که&nbsp;</p>\n<p>اگر در روز مرگت بتونی جام عشق را در دست بگیری تو را یکسره از میکده به بهشت میبرند.</p>\n<p>در مقاله <a href=\"https://hafezpoem.ir/%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA/\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">شراب در شعر حافظ</a>&nbsp;هم به این نکته اشاره شده بود که گفتم لینک بدم دوستان بخونن</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"689a5f66-c7d1-48eb-efb8-08daf953131c","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":109740,"authorName":"محمد ارثی‌زاد","authorUrl":null,"commentDate":"2023-06-26T01:12:47.3444794","htmlComment":"<p>\"نه من از پرده&zwnj;ی تقوی به در افتادم و بس&nbsp;<br />پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بهشت\"</p>\r\n<p>نه من از پرده&zwnj;ی تقوی ... ( ضبط قزوینی_غنی و استاد_سایه )</p>\r\n<p>نه من از خلوتِ تقوی ... ( ضبط دکتر خانلری )&nbsp;</p>\r\n<p>نه من از خانه&zwnj;ی تقوی ... ( ضبط قدسی )&nbsp;</p>\r\n<p>سودی در شرح مفصلی که در اواخر قرن دهم بر دیوان حافظ نوشته است، به هر سه مورد اشاره می&zwnj;کند.&nbsp;</p>\r\n<p>نسخه&zwnj;ها چه می&zwnj;گویند:<br />بر اساس نسخه&zwnj;های نیمه&zwnj;ی اول قرن نهمیِ مورد استفاده&zwnj;ی دکتر خانلری ۸ نسخه \"خلوت تقوی\" و ۳ نسخه \"پرده&zwnj;ی تقوی\" ضبط کرده&zwnj;اند. اضافه&zwnj;ی \"خانه&zwnj;ی تقوی\" در هیچیک از نسخه&zwnj;های مذکور نیامده است.</p>\r\n<p>مفردات و زیبایی شناسی:&nbsp;<br />هر سه کلمه&zwnj;ی پرده، خلوت و خانه برای پوشاندن و جدا کردن کاربرد دارند با این تفاوت که پرده و خانه امری محسوس و خلوت امری عقلی و نامحسوس می&zwnj;باشد، اضافه شدن این کلمات به \"تقوی\" که آن نیز به نوعی امری است محدود کننده و پوشاننده؛ اضافه تشبیهی با وجه شبهِ \"پوشاندن\" خواهد ساخت.&nbsp;<br />پرده&zwnj;ی تقوی: حافظ می&zwnj;گوید: \"نه که فقط من نتوانستم تا ابد پرهیزگار بمانم...\" &nbsp;در این ترکیب پرده با واژه&zwnj;ی \"در\" در فعل \"به در افتادن\" بسیار متناسب است، و اصطلاح \"پرده دری\" را نیز به ذهن متبادر می&zwnj;کند.<br />خلوتِ تقوی: اگر این بیت را با خلوت بخوانیم از لحاظ معنی تفاوت چندانی با پرده نخواهد داشت، ولی واژه&zwnj;ی \"خلوت\" به خاطر ارتباط کنج عزلت با \"تقوی\" و نیز خلوت بودن بهشت در زمان حضور آدم، زیباتر به نظر می&zwnj;رسد.<br />هرچند \"خانه&zwnj;ی تقوی\" نیز به خاطر ارتباط خانه و در قابل تامل است، اما چون خانه در هیچیک از نسخه های ذکر شده نیامده است، صرف نظر کردن از آن ایرادی نخواهد داشت.&nbsp;</p>\r\n<p>نتیجه گیری:&nbsp;<br />برای انتخاب یکی از \"پرده\" یا \"خلوت\" که هر دو در جای خود زیبایی هایی دارند می&zwnj;توان داوری را به اکثر و اقدم نسخ واگذار کرد، که در این صورت بدون شک \"خلوت تقوی\" امتیاز بیشتری خواهد داشت.<br />پس ارجح خواهد بود که در دیوان&zwnj; حافظمان واژه \"خلوت\" را نیز ولو داخل پرانتز در کنار \"پرده\" درج کنیم.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"732eab61-1c5a-415d-42d1-08db73a83937","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":109931,"authorName":"پژار جهانی","authorUrl":null,"commentDate":"2023-07-05T11:45:54.5262497","htmlComment":"<p>برخی از دوستان در بیان مطالب خویش چنان سخن همی&zwnj; رانند که حتی هفت جدمان نیز از فهم سخن ایشان عاجز مانند!!!</p>\r\n<p>تورو خدا این چه مسخره بازی که یه عده در آوردین؟! مثلاً قراره هرکسی در حد سوادی که داره معنا یا مفهوم شعر بزرگای این مملکت رو به یه زبون ساده و قابل فهم برای عموم توضیح بده. اما بعضی از دوستان با یه ادبیاتی حرفاشونو نوشتن که حتی خود این شعرا هم متوجه نمی&zwnj;شن!</p>\r\n<p>مثلا می&zwnj;خواین چی بگین؟! آقا همه&zwnj;تون دکتری دارید!! بخدا از وقتی این مدارک تقلبی پولی اومده خجالت می&zwnj;کشم بگم اصلا درس خوندم.</p>\r\n<p>و اما در مورد شعر : تو بیت چهارم (سر تسلیم و ...)</p>\r\n<p>یه تفسیرهایی دیدم که اگه خود حافظ بنده خدا بیاد از تعجب شاخ درمیاره!!! من مطمئنم میگه :</p>\r\n<p>بابا !!! من اولش گفتم عیب جویی نکن! گیر نده به هر چیزی! بعد تو بیت چهارم اومدم گفتم :</p>\r\n<p>وقتی وارد مسجد یا زیارتگاه یا یه مکان مقدس می&zwnj;شیم و پیشونی&zwnj;مو روی آجر ورودی اونجا میذارم ، مسخره نکن و نگو چی میگی!!!</p>\r\n<p>مدعی گر نکند فهم!! سخن&zwnj;گو سر و خشت!!</p>\r\n<p>تو ممکنه نفهمی و مسخره کنی ، اما پیشونی من با اون خشت حرف&zwnj;ها داره!!</p>\r\n<p>وسلام! جون خودتون تفسیر نکنید!</p>\r\n<p>&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"583614bf-1109-4c06-848e-08d834ac63f9","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":111308,"authorName":"فرهاد میم","authorUrl":null,"commentDate":"2023-08-28T18:27:21.94813","htmlComment":"<p>با عرض درود.</p>\r\n<p>من بنظرم در بیت؛ پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بهشت،&nbsp;</p>\r\n<p>باید به این شکل بوده باشه؛</p>\r\n<p>پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بکشت.</p>\r\n<p>بمعنی کشیدن یعنی دست از بهشت کشید،</p>\r\n<p>در اینصورت از تکرار واژه&zwnj;ی بهشت جلوگیری میشه</p>\r\n<p>\uD83C\uDF3A</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"260f13b2-c42c-4395-685f-08dba731e75a","replies":[{"id":118398,"authorName":"فرحان مجد","authorUrl":null,"commentDate":"2024-04-29T07:18:33.1900667","htmlComment":"<p>درود و سپاس</p>\r\n<p>دوست عزیز بهشت دوم که به معنی جنت و فردوس نیست که شما فرمودید که تکرار بهشت.</p>\r\n<p>بهشت دوم در واقع جناس تام است از مصدر هشتن و هلیدن</p>","publishStatus":"","inReplyToId":111308,"userId":"19ccbb0c-ec8d-40a3-4973-08dad68e13e7","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":113289,"authorName":"آرین اشرفی","authorUrl":null,"commentDate":"2023-11-14T10:18:33.2026956","htmlComment":"<p>گر نهادت همه این است، زهی پاکْ نهاد!<br />ور سرشتت همه این است، زهی نیکْ سرشت!<br />بر عمل تکیه مکن خواجه، که در روز الست<br />تو چه دانی قلمِ صُنع به نامت چه نوشت؟<br />باغِ فردوسْ لطیف است، ولیکن زنهار<br />تا غنیمت شمری سایه&zwnj;ی بید و لبِ کِشت!<br /><br />این سه بیت در پایان شعر و پیش از بیت پایانی عنوان شده اند. منبع: تصحیح دکتر قاسم غنی و محمد قزوینی، انتشارات گلوازه چاپ اول سال 1375</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"b47d793c-fb4b-4eec-7ba3-08dae9d59df2","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":116580,"authorName":"فرهاد","authorUrl":null,"commentDate":"2024-02-11T19:10:19.9802199","htmlComment":"<p>سرِ تسلیمِ من و \"خاکِ\" درِ میکده&zwnj;ها ...</p>\r\n<p>درِ میکده&zwnj;ها که \"خِشت\" ندارد!</p>\r\n<p>گذشته از این، برای تسلیم، طرف خم می شود و به سرانگشتِ تبرک، خاک را لمس می&zwnj;کند؛ اما خشت(در مصرع بعد) کارکرد دیگری دارد؛ حافظ برای \"مدعی\" تجویز میکند تا سر خود را به آن بکوبد!</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"3a371aeb-6451-4f39-93ea-08db37ab028b","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":118156,"authorName":"دکتر حافظ رهنورد","authorUrl":null,"commentDate":"2024-04-16T15:35:08.7083975","htmlComment":"<p>در چند نسخه&zwnj;ی خطی از دیوان حافظ دیده&zwnj;ام که مصرع&nbsp; زیر را اینگونه آورده&zwnj;اند و به عقل نیز صحیح&zwnj;تر است؛</p>\r\n<p>\"تو&zwnj; چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت\"</p>\r\n<p>این&zwnj;گونه که گنجور دو&zwnj; \"که\" را پشت هم آورده نازیباست و نادقیق. از کسی چون خواجه حافظ دور است.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"ddd663b5-a435-43c2-d36f-08dc0a346f89","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":128269,"authorName":"پریشان","authorUrl":null,"commentDate":"2025-01-27T20:21:30.7637036","htmlComment":"<p>خیلی ساده، سرت تو کار خودت باشه. همین. راه هرکس برای سعادت متفاوته و سعی نکن خودت رو تحمیل کنی. نه کم نه بیش.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"00a2d1e6-f00f-4d8d-7d2b-08dc97468312","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":130659,"authorName":"علی عرفانیان","authorUrl":null,"commentDate":"2025-05-25T13:09:24.4534254","htmlComment":"<p>شرح ساده‌ی این غزل را بشنوید:</p>\n<p><a href=\"https://t.me/Hafez_goharsokhan/252\" rel=\"nofollow noopener noreferrer\" target=\"_blank\">پیوند به وبگاه بیرونی</a></p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"0586c25e-b481-4b58-196d-08dd0ee58bcb","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":135680,"authorName":"افسانه چراغی","authorUrl":null,"commentDate":"2025-11-19T17:54:46.1313095","htmlComment":"<p>این همه حرکت&zwnj;گذاری بی&zwnj;جا و بی&zwnj;مورد برای چیست؟! متن را زشت و شلوغ می&zwnj;کند.</p>\r\n<p>از گنجور عزیز خواهشمندم چنین ویرایش&zwnj;هایی را تایید نفرمایند.&nbsp;</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"3069de4e-d3ea-462d-eae9-08d995e349d5","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":135914,"authorName":"بهروز قدرتی","authorUrl":null,"commentDate":"2025-11-26T22:56:21.6909095","htmlComment":"<p>دوستان ببینیددر مورد سر تسلیم من و ... من خودم حافظم یعنی من هم برای صفت حافظ خدا هدایت شدم و حافظ هستم . ببینید تمام فلسفه زندگی اینه یعنی ما اومدیم تو این دنیا تا با انجام اعمال صالح نور صفاتی که در اون اعمال هست اکتساب کنیم ولی خوب معمولا هر کسی در صفتی خاص نور بیشتری اکتساب می کنه و برای اون صفت خاص هدایت می شه و گرنه همون طور که صفات یا همون اسما خدا اگه 7 دریا جوهر بشه و درختان قلم تموم نمی شه چون خدا از روحش در ما دمیده ما هم همین طور هستیم ولی نور صفات خدا کامل ولی نور صفات ما مثلا در حد اپسیلون . باید کمی با علم فیزیک آشنا باشید تا متوجه منظور من بشید و فرق نور کامل و بقیه نورها رو بدونید چون نور کامل در اصل نوری هست که با افزایش فاصله در صورت نبود مانع شدت نور کم نمی شه در صورتی که در نوری که کامل نیست با افزایش فاصله شدت نور کاهش پیدا می کنه خدا با زبون آدمای اون موقع تو قرآن توضیح داده نور کامل چیه در آیه 35 سوره نور با یک مثال ولی خوب همونجام گفته خدا هر کی بخواد برای نور خودش هدایت می کنه و برای مردم مثال زده . حالا من برای نور حافظ خدا هدایت شدم . خود حضرت حافظم برای نور حافظ خدا هدایت شده بود پس من شبیه حافظم در صفت حافظ خدا ولی من کجا و استاد همه ما حافظای بعد از خودش استاد حافظ کجا منم زبون غیب دارم ولی زبون غیب من کجا و زبون حافظ کجا . حالا اینم بگم تقصیر من نیست که شما نمی تونید نور صفات درک کنید چون همه ما از یک جان آفریده شدیم . شماهام جان دارید که در قرآن بهش می گن نفس یا بعضیا می گن من واقعی یا من حقیقی یا هر چی یا خود ولی به هر حال این جان و جسم و روان چیزی که در وجود هر انسانی وجود داره. در هر صورت ما هم اومدیم به این دنیا که به زبون ساده صفاتمون رشد کنه به زبون حقیقت نور صفاتمون زیاد بشه . البته تنها کسی که نور کامل در یک صفت بود حضرت مسیح بود که کلمه بود در صفت مسیح یعنی نور کامل بود در صفت مسیح ولی به هر حال منم نور حافظ در جانم زیاد و برای نور حافظ هدایت شدم واسه همین من حرف حافظ تا حدی می فهمم چون استاد منه و همه حافظای بعد از خودش ولی به هر حال امروز داشتم با همکارم بحث می کردم که عزیز من، من اگر اینجام چون خواست خدا این بود ولی فکر نکن کشته مرده این شرکتم همین فردا مدیر عامل بگه نیا نمی یام بخدا اصلا برام مهم نیست من تسلیم امر خدام. خدا خواسته من اینجا استخدام بشم منم واستادم ولی کشته مرده نیستم که فکر کنی می تونی منو تهدید به چیزی کنی و بهش گفتم در عرفان یه راز بزرگی وجود داره که هیچ چیزی جای هیچ چیز دیگه ای نمی گیره پس اگه من اینجام باید اینجا می بودم که هستم و اونم داشت داد می زد در همین حین بهش گفتم وقتی جان آقام امام زمان وقتی داره کتاب ورق می زنه که نکته ای به من بگه وقتی شروع می کنه جان من&nbsp; به سوال کردن و من هم در عالم مکاشفه مشاهده می کنم جانم رو&nbsp; همون جا کتابشو می بنده و با تمام دقت به حرف من گوش می ده این باعث شده که جان&nbsp; آقام برام کاریزما داره و جان من عاشق جان آقام تو هم شنونده باش تا کاریزمات زیاد بشه نه اینکه گوشات گرفتی و دهنتو باز کردی و بهش گفتم تو همش ادعای داناییت می شه و فکر می کنی چون همش در حال مطالعه و علم آموزی هستی پس دانایی ولی عزیز من باید تسلیم امر خدا باشی در اصل وقتی خداوند تعالی گفته در قرآن که لقمان به پسرش گفته صداتو پایین بیار و متعادل راه برو که زشت ترین صدا ها صدای الاغ هست اونوقت این یعنی توام باید صداتو پایین بیاری نه این که گستاخ باشی و بی ادب انگار نه انگار که من استاد عرفان توام و این&nbsp; که&nbsp; اصلا گوش نمی دی من چی دارم بهت می گم . اینجا بود که جان من که خیلی کم حرف یه چیزی گفت من به واسطه روانم که واسطه هست بین جسم و جانم ودر قلبم حس کردم که جانم چیزی گفت ولی چند ساعتی طول کشید تا این حس تبدیل به کلمات بشه وقتی کلمات از قلبم به زبانم جاری شد این بود. البته اینو بگما جان من خیلی خنگه و حافظش وحشتناک ضعیفه و خوب راز دوم حافظم اینه که ıt must be based on ıntuıtıon یعنی باید بر مبنای درک حسی باشه ولی خوب جان من کلا خودش حافظش ضعیف هست دلش نمی خواد به چیزی که باید توجه کنه توجه کنه شایدم کم کاری از جسمم بوده چون جان ما صفات اعمالی اکتساب می کنه که ما انجام می دیم به هر حال کلمات این بود که :گر نکند فهم سخن تقصیر صاحب خانه چیست که اگه بخوای همین طوری معنیش کنیم البته الله اعلم ولی یعنی تو که یار خدایی تو که اومدی راه به اولیا خدا نشون بدی و یار صاحب خانه هستی و خداوند تعالی بهت اذن داده راه بهش نشون بدی ولی خوب اون حرف تو رو نمی فهمه تقصیر صاحب خانه یعنی خدا چیه که اون نمی فهمه. حالا البته یه وقتم جان من چون حافظش داغون این دو تا بیت با هم قاطی کرده که سر تسلیم من و خشت در میکده ها مدعی گر نکند فهم سخن تقصیر صاحب خانه چیست خخخخخ باز جانم هنوزم یاد نگرفته عجیبه واقعا خخخخخ همین الانم اشتباه نوشتم تقصیر جانم بود دخالت کرد و کلمات خراب کرد به هر حال درستش در واقع اینه که سر تسلیم من و خشت در میکده ها من نگویم چه کن ار هل دلی خود تو بگوی ز روی جانان طلبی آیینه را قابل ساز ورنه هر گز گل و نسرین ندمند ز آهن و روی می بینید جانم چقدر حافظش بده بزار الان می گم&nbsp; خخخخخ مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت به نظر من اینجا حافظ داره می گه من تسلیم امر خدا بودم و بقیشو نمی فهمم راستش خشت در میکده ها شاید اگر حافظ می دیدم می فهمیدم ولی از دید من داره می گه همون چیزی که من به همکارم گفتم داره می گه به هر صورت من پیامشو این طوری گرفتم / من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آن که آورد مرا باز برد در وطنم . روزگاری من و دل صاحب کویی بودیم ساکن کوی بت اربده جویی بودیم. بقیشو جانم یادش نمی یاد.چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد. عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد. یاسمن بقیشو جانم یادش نمی یاد. جانم داره یه چیزی می گه بزار ببینم می تونم کامل حسش کنم که بعدش از قلبم به زبانم جاری بشه. آب ز سرچشمه بنوش . وقتی دل شیدایی می رفت به بستانها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل تا یاد تو افتادم از یاد برفت آنها. یار دوست دارد این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی. روزی من و دل ساکن کویی بودیم ساکن بت اربده جویی بودیم. دانی که چیست دولت یاردیدن در گوی او گدایی بر خسروی گزیدن. ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی بجای یاران فرصت شمار یارا /در حلقه گل و مل دوش خواند بلبل/// یا ایها السکارا اینم از حافظه من . خخخخخ واقعا داغونه خخخخ</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"00454d88-9daf-412b-027d-08db32d6479d","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":136195,"authorName":"سید دانیال حسینی","authorUrl":null,"commentDate":"2025-12-06T12:01:04.8773126","htmlComment":"<p>کاش این دیدگاه رو می&zwnj;تونستم به صورت همگانی&zwnj;تری بنویسم.</p>\n<p>اما خواهش و تمنا دارم از دوستانی که قصد نیک و یاری دارن، که اینقدر علامت&zwnj;گذاری بی&zwnj;مورد نکنن.</p>\n<p>دیگه آخه واقعا برای &laquo;من&raquo; هم شما اومدی فتحه گذاشتی؟ مگر چه شکل دیگری می&zwnj;شه این کلمه رو خوند؟ مگر در نوع خوانشش به شکل مرسوم تغییری داره؟ چه نیازی هست به این علامت&zwnj;گذاری؟ برای کودک کلاس اولی هم حتی اگر علامت&zwnj;گذاری می&zwnj;کنید (!!!) دیگه حداقل من رو می&zwnj;تونه بخونه.</p>\n<p>این علامت&zwnj;گذاری&zwnj;های بی&zwnj;جا و بیهوده شکل و شمایل شعر رو از ریخت و زیبایی می&zwnj;ندازه و حتی در نگاه اول شعر به معنای واقعی کلمه &laquo;زشت&raquo; می&zwnj;شه.</p>\n<p>نکنید این کارها رو دوستان. متشکرم.</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"51ca8d3a-653d-441b-2913-08da48d3cd59","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":138830,"authorName":"سناتور سنتور","authorUrl":null,"commentDate":"2026-07-08T01:30:05.8207167","htmlComment":"<p>عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه&zwnj;سِرِشت!</p>\r\n<p>که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت</p>\r\n<p>من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!</p>\r\n<p>هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت</p>\r\n<p>حضرت حافظ</p>\r\n<p>بی&zwnj;رنج، زین پیاله کسی می نمی&zwnj;خورد</p>\r\n<p>بی&zwnj;دود، زین تنور به کس نان نمی&zwnj;دهند</p>\r\n<p>تیمار کار خویش تو خود خور، که دیگران</p>\r\n<p>هرگز برای جرم تو، تاوان نمی&zwnj;دهند</p>\r\n<p>پروین اعتصامی</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"cdec2aef-2c30-4647-1f2f-08de2dadd9de","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0},{"id":139186,"authorName":"سناتور سنتور","authorUrl":null,"commentDate":"2026-07-23T14:02:00.4378531","htmlComment":"<p>نا امیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل</p>\n<p>تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟</p>\n<p>حضرت حافظ&nbsp;</p>\n<p>ناامیدم مکن از صبر و بگو می‌آید</p>\n<p>عادل ظلم ستیزی ، ملک دادرسی</p>\n<p>فاضل نظری</p>","publishStatus":"","inReplyToId":null,"userId":"cdec2aef-2c30-4647-1f2f-08de2dadd9de","replies":[],"myComment":false,"coupletIndex":-1,"coupletSummary":"","isBookmarked":false,"likeCount":0,"dislikeCount":0,"currentUserRatingValue":0}],"sections":[{"id":37687,"poemId":2209,"poem":null,"poetId":2,"poet":null,"index":0,"number":1,"sectionType":0,"verseType":1,"ganjoorMetreId":7,"ganjoorMetre":{"id":7,"urlSlug":null,"rhythm":"فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)","name":null,"description":null,"verseCount":98150},"ganjoorMetreRefSectionIndex":null,"rhymeLetters":"شت","plainText":"عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت\r\nکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت\r\nمن اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش\r\nهر کسی آن درود عاقبت کار که کشت\r\nهمه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست\r\nهمه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت\r\nسر تسلیم من و خشت در میکده ها\r\nمدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت\r\nناامیدم مکن از سابقه لطف ازل\r\nتو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت\r\nنه من از پرده تقوا به درافتادم و بس\r\nپدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت\r\nحافظا روز اجل گر به کف آری جامی\r\nیک سر از کوی خرابات برندت به بهشت","htmlText":"<div class=\"b\" id=\"bn1\"><div class=\"m1\"><p>عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn2\"><div class=\"m1\"><p>من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn3\"><div class=\"m1\"><p>همه‌کس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>همه‌جا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn4\"><div class=\"m1\"><p>سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکده‌ها</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn5\"><div class=\"m1\"><p>ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn6\"><div class=\"m1\"><p>نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت</p></div></div>\r\n<div class=\"b\" id=\"bn7\"><div class=\"m1\"><p>حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی</p></div>\r\n<div class=\"m2\"><p>یک‌سر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت</p></div></div>","poemFormat":1,"cachedFirstCoupletIndex":0,"language":null,"coupletsCount":7,"top6RelatedSections":[{"id":76407052,"poemId":2209,"poem":null,"sectionIndex":0,"poetId":20,"relationOrder":1,"poetName":"خواجوی کرمانی","poetImageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/khajoo.gif","fullUrl":"/khajoo/divan/sk/safar/ghazal/sh57","fullTitle":"خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۵۷","htmlExcerpt":"<p>منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت</p>\r\n<p>سجده‌گه گر به نیاز است چه مسجد چه کنشت</p>\r\n<p>جای آسایش مشتاق چه هامون و چه کوه</p>\r\n<p>رهزن خاطر عشّاق چه زیبا و چه زشت</p>\r\n<p>عشقبازی نه به بازی‌ست که دانندهٔ غیب</p>\r\n<p>[...]</p>","targetPoemId":127546,"targetSectionIndex":0,"poetMorePoemsLikeThisCount":0},{"id":76407053,"poemId":2209,"poem":null,"sectionIndex":0,"poetId":2,"relationOrder":2,"poetName":"حافظ","poetImageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/hafez.gif","fullUrl":"/hafez/ghete/sh3","fullTitle":"حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳ - ماده تاریخ وفات تورانشاه (میل بهشت = ۷۸۷)","htmlExcerpt":"<p>آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه</p>\r\n<p>که در این مزرعه جز دانهٔ خیرات نکشت</p>\r\n<p>ناف هفته بد و از ماه صفر کاف و الف</p>\r\n<p>که به گلشن شد و این گلخن پر دود بهشت</p>\r\n<p>آنکه میلش سوی حق‌بینی و حق‌گویی بود</p>\r\n<p>[...]</p>","targetPoemId":2095,"targetSectionIndex":0,"poetMorePoemsLikeThisCount":1},{"id":76407054,"poemId":2209,"poem":null,"sectionIndex":0,"poetId":146,"relationOrder":3,"poetName":"نسیمی","poetImageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/nasimi.gif","fullUrl":"/nasimi/divan/ghazal/sh61","fullTitle":"نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۶۱","htmlExcerpt":"<p>ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت</p>\r\n<p>مصحف روی تو را خامه تقدیر نوشت</p>\r\n<p>آیتی از ورق حسن تو هر کس که بخواند</p>\r\n<p>سر توحید عیان گشتش و تقلید بهشت</p>\r\n<p>در ازل حق به چهل صبح به مهرت ای جان</p>\r\n<p>[...]</p>","targetPoemId":117356,"targetSectionIndex":0,"poetMorePoemsLikeThisCount":0},{"id":76407055,"poemId":2209,"poem":null,"sectionIndex":0,"poetId":188,"relationOrder":4,"poetName":"صوفی محمد هروی","poetImageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/soofi.gif","fullUrl":"/soofi/atame/sh43","fullTitle":"صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۴۳","htmlExcerpt":"<p>عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت</p>\r\n<p>که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت</p>","targetPoemId":139484,"targetSectionIndex":0,"poetMorePoemsLikeThisCount":1},{"id":76407056,"poemId":2209,"poem":null,"sectionIndex":0,"poetId":169,"relationOrder":5,"poetName":"نظام قاری","poetImageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/ghari.gif","fullUrl":"/ghari/albase/ghazal/sh25","fullTitle":"نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ  ۲۵ - خواجه حافظ فرماید","htmlExcerpt":"<p>عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت</p>\r\n<p>که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت</p>\r\n<p>عیب قطنی مکن ای اطلس پاکیزه سرشت</p>\r\n<p>تار او چونکه بپود تونخواهند نبشت</p>\r\n<p>تو اگر توت نسب داری و او گر پنبه</p>\r\n<p>[...]</p>","targetPoemId":129855,"targetSectionIndex":0,"poetMorePoemsLikeThisCount":0},{"id":76407057,"poemId":2209,"poem":null,"sectionIndex":0,"poetId":151,"relationOrder":6,"poetName":"امیرعلیشیر نوایی","poetImageUrl":"/api/ganjoor/poet/image/fani.gif","fullUrl":"/fani/divan/ghazal/sh72","fullTitle":"امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۷۲ - ایضا له","htmlExcerpt":"<p>دم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت</p>\r\n<p>می کوثر به کف مغبچه حور سرشت</p>\r\n<p>لوح رخسار تو آمد سبقم روز ازل</p>\r\n<p>کلک قدرت چو سواد خط سبز تو نوشت</p>\r\n<p>باده ده زانکه ز هر خانه سوی حق راهست</p>\r\n<p>[...]</p>","targetPoemId":120097,"targetSectionIndex":0,"poetMorePoemsLikeThisCount":1}],"oldGanjoorMetreId":null,"oldRhymeLetters":null,"modified":false,"excerpt":null}],"geoDateTags":[],"top6QuotedPoems":[{"id":"9a3421da-c064-4784-a435-08dc9f757639","poemId":2209,"poem":null,"relatedPoemId":10983,"isPriorToRelated":false,"chosenForMainList":true,"sortOrder":1000,"cachedRelatedPoemPoetDeathYearInLHijri":618,"cachedRelatedPoemPoetName":"عطار","cachedRelatedPoemPoetUrl":"/attar","cachedRelatedPoemPoetImage":"/api/ganjoor/poet/image/attar.gif","cachedRelatedPoemFullTitle":"عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷","cachedRelatedPoemFullUrl":"/attar/divana/ghazal-attar/sh27","coupletVerse1":"همه کس طالبِ یارند چه هشیار و چه مست","coupletVerse1ShouldBeEmphasized":true,"coupletVerse2":"همه جا خانهٔ عشق است چه مسجد چه کِنِشت","coupletVerse2ShouldBeEmphasized":false,"coupletIndex":2,"relatedCoupletVerse1":"همه کس طالب یارند ولیک","relatedCoupletVerse1ShouldBeEmphasized":true,"relatedCoupletVerse2":"مفلسی مست پدیدار کجاست","relatedCoupletVerse2ShouldBeEmphasized":false,"relatedCoupletIndex":3,"note":null,"published":true,"samePoemsQuotedCount":1,"claimedByBothPoets":false,"poetId":2,"relatedPoetId":9,"indirectQuotation":false,"rejected":false,"reviewNote":null,"suggestedById":null},{"id":"6dcfd33b-e999-4a9e-d0de-08dd742c7a45","poemId":2209,"poem":null,"relatedPoemId":null,"isPriorToRelated":false,"chosenForMainList":true,"sortOrder":1000,"cachedRelatedPoemPoetDeathYearInLHijri":700,"cachedRelatedPoemPoetName":"سید نجم‌الدین ابوبکر صوفی","cachedRelatedPoemPoetUrl":null,"cachedRelatedPoemPoetImage":null,"cachedRelatedPoemFullTitle":"سید نجم‌الدین ابوبکر صوفی","cachedRelatedPoemFullUrl":null,"coupletVerse1":"عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سرشت","coupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"coupletVerse2":"که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت","coupletVerse2ShouldBeEmphasized":false,"coupletIndex":0,"relatedCoupletVerse1":"عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت","relatedCoupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"relatedCoupletVerse2":"کی گناه دگران بر تو نخواهند نوشت","relatedCoupletVerse2ShouldBeEmphasized":false,"relatedCoupletIndex":null,"note":"<p>بنابر اشارهٔ دکتر رضا ضیاء در شرح صوتی این غزل، به تحقیق آقایان رضا موسوی طبری و بهروز ایمانی منتشر شده در مقالهٔ <a href=\"https://naskban.ir/46610\">&laquo;تردید در صحت انتساب غزلی به حافظ&raquo; نامهٔ بهارستان، سال ۱۶، ۱۳۹۷، صفحات ۱۱۳ الی ۱۲۰</a> متن این غزل نقل شده از شاعری به نام <strong>سید نجم&zwnj;الدین ابوبکر مشهور به صوفی</strong> در بیاض شمارهٔ ۱۹۳۲ کتابخانهٔ اسعد افندی ترکیه به قلم هندوشاه بن سنجر بن عبدالله صاحبی در فاصلهٔ بین سالهای<strong> ۷۱۵ الی ۷۲۱ قمری</strong> <a href=\"https://i.ganjoor.net/pdf/00046610/sufi.jpg\">درج شده است</a>.</p>\r\n<p>از این جهت این محققان با توجه به قدمت این نسخهٔ خطی و علی&zwnj;رغم آن که این غزل در عموم نسخ معتبر دیوان حافظ به نام او آمده است در صحت انتساب این غزل به حافظ تردید کرده&zwnj;اند. اصل مقاله را <a href=\"https://naskban.ir/46610\">اینجا</a> بخوانید.</p>","published":true,"samePoemsQuotedCount":1,"claimedByBothPoets":true,"poetId":2,"relatedPoetId":null,"indirectQuotation":false,"rejected":false,"reviewNote":null,"suggestedById":null},{"id":"6453edf3-76cb-4b75-6a0d-08dc2b29abc0","poemId":2209,"poem":null,"relatedPoemId":129855,"isPriorToRelated":true,"chosenForMainList":true,"sortOrder":1000,"cachedRelatedPoemPoetDeathYearInLHijri":893,"cachedRelatedPoemPoetName":"نظام قاری","cachedRelatedPoemPoetUrl":"/ghari","cachedRelatedPoemPoetImage":"/api/ganjoor/poet/image/ghari.gif","cachedRelatedPoemFullTitle":"نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ  ۲۵ - خواجه حافظ فرماید","cachedRelatedPoemFullUrl":"/ghari/albase/ghazal/sh25","coupletVerse1":"ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ ازل","coupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"coupletVerse2":"تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت","coupletVerse2ShouldBeEmphasized":true,"coupletIndex":4,"relatedCoupletVerse1":"این عروسان سخن سهل مبین در پرده","relatedCoupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"relatedCoupletVerse2":"تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت","relatedCoupletVerse2ShouldBeEmphasized":true,"relatedCoupletIndex":5,"note":null,"published":true,"samePoemsQuotedCount":1,"claimedByBothPoets":false,"poetId":2,"relatedPoetId":169,"indirectQuotation":false,"rejected":false,"reviewNote":"درج خودکار معکوس پیشنهاد","suggestedById":null},{"id":"1913a98c-d6a2-4bfc-6003-08dc2b9829d3","poemId":2209,"poem":null,"relatedPoemId":101748,"isPriorToRelated":true,"chosenForMainList":true,"sortOrder":1000,"cachedRelatedPoemPoetDeathYearInLHijri":1057,"cachedRelatedPoemPoetName":"سلیم تهرانی","cachedRelatedPoemPoetUrl":"/salim","cachedRelatedPoemPoetImage":"/api/ganjoor/poet/image/salim.gif","cachedRelatedPoemFullTitle":"سلیم تهرانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۹ - باز فرستادن خربزه","cachedRelatedPoemFullUrl":"/salim/divan/ghete/sh19","coupletVerse1":"من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش","coupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"coupletVerse2":"هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت","coupletVerse2ShouldBeEmphasized":true,"coupletIndex":1,"relatedCoupletVerse1":"داده دهقان عوض آب به او شربت قند","relatedCoupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"relatedCoupletVerse2":"«هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت»","relatedCoupletVerse2ShouldBeEmphasized":true,"relatedCoupletIndex":1,"note":null,"published":true,"samePoemsQuotedCount":2,"claimedByBothPoets":false,"poetId":2,"relatedPoetId":120,"indirectQuotation":false,"rejected":false,"reviewNote":"درج خودکار معکوس پیشنهاد","suggestedById":null},{"id":"44126ee2-7151-493b-6a0c-08dc2b29abc0","poemId":2209,"poem":null,"relatedPoemId":78146,"isPriorToRelated":true,"chosenForMainList":true,"sortOrder":1000,"cachedRelatedPoemPoetDeathYearInLHijri":1090,"cachedRelatedPoemPoetName":"فیض کاشانی","cachedRelatedPoemPoetUrl":"/feyz","cachedRelatedPoemPoetImage":"/api/ganjoor/poet/image/feyz.gif","cachedRelatedPoemFullTitle":"فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲","cachedRelatedPoemFullUrl":"/feyz/showgh-e-mahdi/ghazlsma/sh22","coupletVerse1":"عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سرشت","coupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"coupletVerse2":"که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت","coupletVerse2ShouldBeEmphasized":true,"coupletIndex":0,"relatedCoupletVerse1":"بهر بغض و حسد خارجیان غصه مخور","relatedCoupletVerse1ShouldBeEmphasized":false,"relatedCoupletVerse2":"که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت‏","relatedCoupletVerse2ShouldBeEmphasized":true,"relatedCoupletIndex":3,"note":null,"published":true,"samePoemsQuotedCount":2,"claimedByBothPoets":false,"poetId":2,"relatedPoetId":39,"indirectQuotation":false,"rejected":false,"reviewNote":"درج خودکار معکوس پیشنهاد","suggestedById":null}],"sectionIndex":null,"claimedByMultiplePoets":true,"coupletsCount":null},"secondPoet":null,"next":null,"previous":null}